www.khodabandeh.org

home : about us


home
biography
articles
points of view
photo gallery
links of interest
فارسی

سخنی در باره فرقه ها
(انتشارات مرکز فرقه شناسی بریتانیا)

فرقه ها در میان ما
(نوشته خانم سینگر، تر جمه آقای ابراهیم خدابنده، می 2006)

مصاحبه مسعود خدابنده با بی بی سی در مورد ماموران فرقه رجوی در لندن
( نوامبر 2005)

بلغاری ها گروه تروریستی مجاهدین در عراق را منحل می کنند
(مسعود خدابنده، تروریسم مونیتور، بنیان جیمزتاون، فوریه 2006)

سخنی در رابطه با تغییر رژیم
(مسعود خدابنده، آسیا تایمز، نوامبر 2005)

نامه سرگشاده به وزیرکشور بریتانیا و درخواست حفاظت خبرنگاران در مقابل حملات مجاهدین
(مسعود خدابنده، نوامبر 2005)

مصاحبه مسعود خدابنده با بی بی سی در مورد تحرکات افراد رجوی در لندن
(مسعود خدابنده، رادیو بی بی سی،  نوامبر 2005)

انعکاس خبر شکایت نجات یافتگان از شبکه اطلاعاتی رجوی در اروپا
(مسعود خدابنده، رادیو بی بی سی، سی ام سپتامبر 2005)

نامه ابراهیم خدابنده به لرد ایوبری
(ابراهیم خدابنده، ژوئن 2005)

متن کامل مصاحبه ابراهیم خدابنده در مشهد
(ابراهیم خدابنده، مشهد، سال 2005)

ترجمه سخنرانی آن سینگلتون در کنفرانس ضد تروریسم  پاریس
(آن سینگلتون، پاریس، آوریل 2005)

تلاشی مجاهدین پس از سقوط صدام
(مسعود خدابنده، تروریسم مانیتور، بنیاد جیمزتاون، ژانویه 2005)

کمک های ممکن از طرف ایران در عراق
(مسعود خدابنده، آسیا تایمز،  ژانویه 2005)

مصاحبه آن سینگلتون با ماهان عابدین
(عابدین، ژوئیه 2005)

نامه افشاگرانه دختر ابراهیم خدابنده (هما) به ایران اینترلینک
(ایران اینترلینک، ژوئیه 2004)

معرفی کتاب "زنده سوزانده شده"
(
مسعود خدابنده،پاریس، اکتبر 2004)

نامه ای به وزارت کشور بریتانیا در مورد سواستفاده مجاهدین از وضعیت خدابنده و بصام
(آن سینگلتون، آوریل 2004)

نامه سرگشاده مسعود خدابنده به مسعود رجوی پس از اطلاع از توطئه برای به کشتن دادن ابراهیم خدابنده و جمیل بصام
(مسعود خدابنده، ژوئن 2003)

 
 
 
 


 

 

 

به سایت مسعود خدابنده
خوش آمدید

 


 

 

این سایت قبل از هر چیز در جهت ایجاد نقطه تماسی مستقیم با من ایجاد گردیده است.
در این سایت مطالبی را آورده ام که به بخش کارهای حقوق بشری و بطور مشخص کمک به نجات یافتگان از فرقه رجوی مربوط می گردد.
در مورد ارتباطات کاری و شغلی در زمینه مخابرات، مسائل مربوط به آپوزیسیون دولت ایران و همچنین فعالیت های من بعنوان تحلیل گر در "مرکز ضد تروریسم فرانسه" میتوانید ارتباط اولیه را با ایمیل همین سایت برقرار فرمایید
تا با شما ارتباط برقرار کنم.
برخی از نوشته های جدید تر من، برادرم "ابراهیم خدابنده" و همسرم "آن سینگلتون"  در کادر مسائل مربوط به فرقه مجاهدین خلق در زیر آورده شده است. از دریافت نظرات شما بسیار ممنون خواهم شد.
دوستان به یاد دارند که برادرم آقای ابراهیم خدابنده و دوست قدیمی ام آقای جمیل بصام در سال دوهزار و سه در توطئه ای از پیش برنامه ریزی شده توسط رجوی در دامی افتادند تا با دستگیری و استردادشان به ایران و با تهییج کردن ها و... بعدی شاید خونی نصیب باقیمانده فرقه مجاهدین شود. این توطئه خوشبختانه با فعالیت تعدادی از سرشناس ترین شخصیت های حقوق بشری در اروپا و بخصوص بریتانیا با شکست مواجه شد و برنامه های رجوی برای شهید ساختن از این دو به ثمر نرسید.
همسرم آن سینگلتون نیز سالها از نزدیک با فرقه رجوی در ارتباط بوده و پس از جدا شدن از این سازمان کتاب "ارتش خصوصی صدام" را به زبان مادری خودش (انگلیسی) و بر مبنای مشاهداتش از پایگاههای مجاهدین در عراق، اروپا و امریکا و گفتگو با دیگر دست اندرکاران درست قبل از سقوط صدام به چاپ رساند.

ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق

مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، فوریه 2008
لینک به متن اصلی (انگلیسی)
http://iran-interlink.org/?mod=view&id=4095
یا
http://iran-interlink.org/userfiles/File/Camp%20Ashraf%20february%202008.pdf

مقدمه – مشکل قرارگاه اشرف چیست؟
چرا سازمان مجاهدین خلق باید عراق را ترک کند؟
قرارگاه اشرف چیست؟
در TIPF چه میگذرد؟
مقر TIPF قرار است ظرف شش ماه بسته شود.
مذاکرات در خصوص کمک های انساندوستانه
مذاکرات در خصوص دادن مشورت
نتایج مشورت ها در عراق
خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق
بیانیه بنیاد خانواده سحر
نتیجه گیری


مقدمه – مشکل قرارگاه اشرف چیست؟

سازمان مجاهدین خلق در سال 1965 بوجود آمد تا مبارزه مسلحانه بر علیه شاه ایران را به پیش ببرد. در میان کسانی که در اولین نبرد مسلحانه کشته شدند یک گروه شش نفره مقاطعه کاران آمریکایی در ایران بودند. اغلب اعضای آن در طی دهه 1970 زندانی شدند. بعد از اینکه شاه در سال 1979 سرنگون شد، زندانیان سازمان مجاهدین خلق آزاد گشته و بعد از اینکه در ابتدا برای مدت دو سال از انقلاب حمایت کردند، شروع به چالش در برابر آیت الله خمینی برای قدرت بیشتر نمودند. این موضوع منجر به تبعید در ابتدا به فرانسه و متعاقبا به عراق شد. صدام حسین حمایت مالی، نظامی و لجستیکی از گروه به عمل آورد و از آن در طی جنگ با ایران و سپس سرکوب قیام کردها و شیعیان در ماه مارس 1991 استفاده نمود تا ماندن خویش به مسند قدرت را تضمین نماید.

 

عملکرد خشونت آمیز و مزدورانه سازمان مجاهدین خلق ابتدا در اوایل دهه 1980 توسط دولتهای غربی برای مخالفتش با دولت انقلابی در ایران مورد استقبال قرار گرفت که منجر به مرگ هزاران شهروند در ایران در طی نبرد تروریستی آن شد تا اینکه عاقبت به عنوان یک گروه تروریستی ممنوع گردید. به دنبال گزارشی که توسط وزارت خارجه آمریکا در سال 1994 بیرون داده شد این گروه به لیست ترور ایالات متحده در سال 1997 اضافه گردید. انگلستان این گروه را در سال 2000 و اتحادیه اروپا در سال 2002 و کانادا در سال 2005 ممنوع اعلام کردند. در ماه مه 2005 دیدبان حقوق بشر گزارشی تحت عنوان "خروج ممنوع" در خصوص جزئیات نقض حقوق بشر اعمال شده در سازمان علیه اعضای خودش منتشر کرد. زندانی کردن جداشدگان در زندان ابوغریب بعد از حل شدن سازمان مجاهدین خلق در ماشین امنیتی صدام حسین مدتها قبل از اینکه در سال 1991 به ارتش خصوصی صدام تبدیل شود عملی گشت.

در راستای اشغال عراق در سال 2003، مسعود رجوی به رزمندگان سازمان مجاهدین خلق گفت که آنان تماما به ایران حمله خواهند کرد. این عملیات "شق سیاه" نامگذاری شد. اما در عوض، او به مخفی گاه خود در آوریل 2003 فرار کرد و با آتش بس با نیروی ویژه آمریکایی ها موافقت نمود. در ماه ژوئن، رجوی به خواسته آمریکا گردن نهاد که مبارزانش تماما خلع سلاح شوند. تمامی اعضای سازمان مجاهدین خلق در عراق در قرارگاه اشرف محصور شدند و از آن زمان در آنجا با عنوان تحت الحفظ زیر حفاظت پلیس نظامی آمریکا با همکاری واحدهای بلغاری باقی مانده اند.

سازمان مجاهدین خلق در معرض تهدید حملات انتقامی عراقی ها است. علیرغم چنین تهدیدی، مسعود رجوی مصر است که اعضای فعال سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف در یونیفرم های نظامی خود باقی بمانند و در برابر تمامی کوشش های انسان دوستانه برای کمک به آنها برای جابجایی یا حتی فرستادن اعضایی که اقامت در کشورهای اروپایی دارند به محل امن مقاومت کرده است. اصرار نامربوط رجوی به اینکه سازمان مجاهدین خلق به صورت یک پارچه تلقی گردد و نه به صورت افراد مجزا و این حقیقت که ظاهرا این گروه مشکلی بوجود نیاورده است آمریکایی ها را از اینکه موقعیت پناهندگی آنان را مخدوش کنند باز داشته است. سربازان آمریکایی به حفاظت خود از گروه که توسط وزارت خارجه خودشان به عنوان یک سازمان تروریست خارجی ممنوع اعلام شده است ادامه میدهند، که البته برخی در غرب به آن به عنوان ابزار احتمالی برای معامله با ایران مینگرند.

در حال حاضر، بر اساس ارقام ارائه شده توسط آمریکا، حدود 3360 عضو فعال سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف در عراق و در استان دیالی باقی مانده اند. هم اکنون 109 نفر نیز در امکانات اقامتی بین المللی موقت (TIPF) در مجاورت قرارگاه اشرف که از سازمان مجاهدین خلق جدا شده اند و خواهان پناهندگی و انتقال به کشور ثالث هستند بسر می برند. بیش از 100 نفر از TIPF در دسامبر 2007 بیرون رانده شدند و با شرایط نامشخصی که بعدا در این گزارش توضیح داده خواهد شد روبرو گردیدند. نیروهای چند ملیتی (MNF) تحت رهبری آمریکا همچنین میگویند که 380 نفر از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق بطور داوطلبانه قبول کرده اند تا به وطن خود بازگردند که توسط کمیته جهانی صلیب سرخ (ICRC) و وزارت حقوق بشر عراق جهت بازگشت به نزد خانواده شان در ایران یاری شده اند.

اکنون بهرحال بعد از پنج سال، دولت عراق مصر است که سازمان مجاهدین خلق تماما از خاک عراق منتقل شود. علیرغم ادعاهایی که توسط سازمان مجاهدین خلق در محافل غربی میشود که خشونت را کنار گذاشته است، وزارت دفاع عراق میگوید که شکی نیست که این گروه در اعمال خشونت آمیز در این کشور دست داشته است. ارائه یک راه حل برای برخورد با این گروه بیش از هر زمان دیگری فوریت دارد.

موقعیت پناهندگی رزمندگان سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف به شکلی نامشخص است. در سال 2004 ارتش آمریکا به سازمان مجاهدین خلق تحت کنوانسیون چهارم ژنو موقعیت افراد تحت الحفظ منعقد کرد.

طبق گزارشی از رابرت کارنویل، نویسنده دفاعی استریت تایمز در 4 فوریه، ماده 133 کنوانسیون چهارم ژنو مشخص میکند که " اسارت افراد تحت الحفظ باید بلافاصله بعد از پایان خصومت ها خاتمه پذیرد."

"کمیته جهانی صلیب سرخ مشخص میکند که جنگ عراق با انتقال حق حاکمیت به دولت موقت در ژوئن 2004 پایان پذیرفته است و تمامی جنگ ها از آن زمان به عنوان درگیریهای داخلی که بخاطر حضور نیروهای چند جانبه صورت گرفته اند ارزیابی میشوند."

سرگرد دانیلسون (سخنگوی نیروهای چند ملیتی) میگوید: "نه اعضای فعال سازمان مجاهدین خلق و نه اعضای سابق که پناهنده شده اند اسیر محسوب نمیشوند. پناهندگان در قرارگاه پناهندگی اشرف کاملا حق دارند از آنجا خارج شده و در عراق با استفاده از لسه پاسه صادر شده از طرف عراق سفر نمایند. آنها همچنین میتوانند در صورت تمایل به ایران باز گردند و یا در قرارگاه بمانند."

بهرحال، تنها اصرار مسعود رجوی مبنی بر این که رزمندگانش در قرارگاه اشرف به انتظار بنشینند تا مجددا تسلیح شوند مانع اقدام جهت معامله بر سر آنها نبوده است. از آنجا که هر کشور مهم اروپایی سازمان مجاهدین خلق را به عنوان یک گروه تروریست ممنوع اعلام کرده است، عملا یافتن بهشت امن براین این گروه در خارج از عراق غیر ممکن است.

گزارش استریت تایمز ادامه میدهد که: " به گفته آقای سعید بومدوها، یک محقق در عفو بین الملل در لندن، آنها قطعا در یک بن بست قانونی قرار دارند، هیچکس آنها را نمیخواهد."

"گزارش وزارت خارجه آمریکا در سال 2007 مشخص میکند که سازمان مجاهدین خلق ظرفیت و توان اقدام به عملیات تروریستی در اروپا، خاور میانه، ایالات متحده، کانادا و فراتر از آنرا دارد."

"این گزارش سازمان مجاهدین خلق را با خصوصیات فرقه ای معرفی میکند بطوری که اعضای جدید تحت القائات ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق و تاریخ بازنگری شده ایران قرار داده شده و الزاما در جلسات هفتگی غسل ایدئولوژیک شرکت میکنند. بچه ها از والدینشان جدا میشوند و خانم رجوی یک فرقه کیش شخصیتی بوجود آورده است."

بهرحال روال جریانات در عراق نامعلوم است و لذا برای کشورهای غربی بسیار مهم است که به این موضوع بپردازند.

چرا سازمان مجاهدین خلق باید عراق را ترک کند؟

در دسامبر 2007 گزارشات تأیید نشده ای ابهاماتی را در خصوص آینده قرارگاه اشرف مطرح مینمود. معلوم شده است که صاحب اصلی زمینی که این قرارگاه بر آن بنا شده و وی تحت حاکمیت صدام حسین از عراق گریخته بوده است به عراق بازگشته و دست به اقدامات قانونی زده و در حال حاضر حکمی از دادگاه دارد تا زمینش را بازپس بگیرد که بخشی از آن بطور غیر قانونی توسط دیکتاتور سابق عراق به سازمان مجاهدین خلق هدیه شده تا پایگاه نظامی خود را در آن بسازد. این زمین قانونا باید تخلیه شده و بطور کامل به صاحب آن پس داده شود.

اگرچه این موضوع مورد تأیید قرار نگرفته است اما وقایع بعدی ظاهرا این خبر را تأیید میکنند. در ماه دسامبر پلیس نظامی آمریکا افراد را از TIPF خارج کرد. به بازدید کنندگان از این کمپ از جانب پلیس نظامی گفته شده که TIPF ظرف مدت شش ماه بسته خواهد شد.

در ژانویه 2008 مقامات دولت عراق مسعود خدابنده از ایران اینترلینک را برای یک سری ملاقات ها به بغداد، جایی که موضوع نحوه پرداختن به گروه های تروریستی خارجی در عراق توسط ارگان های مختلف مورد بررسی قرار میگرفت، دعوت کردند.

در نتیجه این ملاقات ها مسعود خدابنده گزارش نمود که دولت عراق بصورت یکپارچه مصمم است که از سازمان مجاهدین خلق بخواهد بطور کامل خاک عراق را ترک نماید. در این رابطه، هیچگونه تفاوتی بین اعضای فعال و اعضای سابق این گروه قائل نشده است. دولت عراق سازمان مجاهدین خلق را یک سازمان تروریست میداند که هنوز به بقایای حزب بعث رژیم صدام حسین وابستگی دارد. درخواست از آمریکایی ها از سال 2004 برای جابجا کردن این گروه هیچ نتیجه ای نداشته است. دولت حالا موضوع را خود در دست گرفته است و رأسا در خصوص گروه مربوطه اقدام خواهد کرد.

سرگرد دانیلسون گفته است که آنها (سازمان مجاهدین خلق) متهم به ارتکاب به اعمال جنایی نیستند، در هر صورت این وضعیت الان تغییر کرده است. دولت عراق موضوع سازمان مجاهدین خلق را به قوه قضائیه سپرده است که اقدامات قانونی علیه تمامی گروه را به پیش میبرد. سه قاضی بطور جداگانه در حال حاضر حکم بازداشت علیه سه نفر از اعضای رهبری کننده در قرارگاه اشرف را صادر نموده اند. به عنوان یک دولت مستقل یک کشور انتظار میرود که نیروهای آمریکایی اعمال قانون را در رابطه با سازمان مجاهدین خلق به رسمیت بشناسند.

آقای خدابنده گفت: "در هر یک از ملاقات هایی که من شرکت کردم، من پیشنهادی را در برابر عراقی ها گذاشتم که اعتقاد داشتم تنها راه واقعی و انسانی رو به جلو برای کسانی است که در قرارگاه اشرف گرفتار هستند، و این پیشنهاد در همه جا مورد استقبال قرار گرفت. حال زمان آن فرا رسیده است تا تمامی ارگان های امنیتی و حقوق بشری در عراق از حرف های دوپهلو بپرهیزند و با هم همکاری داشته و یک طرح واقعی را به منظور عمل در این موضوع و حل مسئله در جهت منافع تمامی طرف های درگیر قبول کنند."

این گزارش قصد دارد وضعیت موجود را تشریح نموده و آنچه که تنها راه حل عملی ممکن است را ارائه کند که آینده ای ایمن و امن را برای ساکنان قرارگاه اشرف تضمین نماید.

قرارگاه اشرف چیست؟

قرارگاه اشرف در شمال شرقی شهر عراقی خالص در استان دیالی در 60 کیلومتری شمال بغداد و 20 کیلومتری مرز غربی ایران واقع شده است.

همراه با حداقل 6 پایگاه دیگر در عراق، قرارگاه اشرف از جانب صدام حسین به سازمان مجاهدین خلق به عنوان مقر مرکزی و پایگاه تعلیماتی داده شد. از این پایگاه، نظامیان عراقی سازمان مجاهدین خلق را به تانک و توپ و زره پوش مجهز کردند. از سال 1983، این گروه عملیاتی را علیه ایران در خلال جنگ ایران و عراق و سپس عملیاتی علیه قیام کردهای عراقی در برابر صدام حسین در سال 1991به انجام رساند. قبل از سال 2003 این محل پایگاهی بود که عملیات تروریستی علیه ایران و در داخل عراق طراحی و هدایت میگردید.

این مقر به نام اشرف ربیعی یک زندانی سیاسی برجسته تحت نظام شاه نامگذاری شده است، کار حیاتی این قرارگاه از سال 1986 پایگاه اصلی تعالیم ایدئولوژیکی برای هم اعضا و هم هواداران سازمان مجاهدین خلق بوده است. این پایگاه هنوز برای تعالیم نظامی و ایدئولوژیکی سازمان مجاهدین خلق استفاده میشود.

به دنبال اشغال عراق در ماه مارس 2003 این پایگاه زیر بمباران نیروهای آمریکایی قرار گرفت. بعد از مقداری مقاومت اولیه، با کشته شده حدود 50 نفر در طرف سازمان مجاهدین خلق، تمامی پرسنل سازمان در قرارگاه اشرف جمع آوری و محاصره شدند. به محض حمله نیروهای آمریکایی رهبر سازمان مسعود رجوی فرار کرد و مخفی شد. او در حال حاضر دستورات خود را به اعضای سازمان در عراق و کشورهای غربی از مخفیگاه خود صادر میکند. در ماههایی که به اشغال عراق ختم شد، چند صد نفر از اعضای سازمان با عجله به اروپا منتقل شدند که در حال حاضر نیز در آنجا اقامت دارند. در میان آنها جانشین مسعود رجوی یعنی مریم رجوی نیز وجود دارد که در فرانسه در ژوئن 2003 دستگیر شد و در انتظار برگزاری محاکمه به اتهام ارتباط با تروریسم می باشد. مریم رجوی نقش رهبر سازمان مجاهدین خلق قابل قبول در غرب را ایفا میکند. او فعالیتهای فریبکارانه رجوی را در حلقه های سیاسی و رسانه ای غربی به پیش میبرد.

در حال حاضر، در میان حصارهای قرارگاه اشرف یک مرکز تحت کنترل نیروهای آمریکایی و بلغاری به نام TIPF تشکیل شده است که به کسانی که از سازمان مجاهدین خلق جدا شده اند پناه داده است.

در درون خود قرارگاه اشرف رهبری سازمان مجاهدین خلق همچنان کنترل اوضاع را از طریق اعمال متدهای سخت فرقه ای در اختیار دارد که اعضای خود را از پایه ای ترین حقوق انسانی محروم نگاه میدارد. این گروه ساختار و یونیفرم نظامی خود را حفظ کرده و اعضا برنامه آموزشی هم نظامی و هم ایدئولوژیکی را به اجرا در می آورند.

از نقطه نظر سازمانی خصوصیات اصلی سازمان مجاهدین خلق به صورت زیر است:

• از القای روانی و مانیپولاسیون برای جذب، پرورش و حفظ اعضای خود استفاده میکند.
• یک جامعه بسته توتالیتر بوجود آورده است.
• رهبر آن خود انتصابی، اتوکرات، قدسی مآب، غیر قابل پیش بینی و کاریسماتیک است.
• اعتقاد دارد که "هدف وسیله را توجیه میکند" و به هر وسیله ممکن برای جمع آوری پول، عضو گیری نفرات، فریب هواداران بالقوه و کسب قدرت سیاسی دست میزند.
• دارایی اش به اعضایش و به جامعه سودی نمیرساند.

اگر چه مسعود رجوی مخفی شده است ولی وی همچنان تنها تصمیم گیرنده گروه می باشد. او همچنان مدافع استفاده از خشونت برای رسیدن به مقاصد سیاسی است. هدف اعلام شده سازمان مجاهدین خلق ساقط کردن رژیم ایران بطور کامل (یعنی حذف سیستم ولایت فقیه) و جانشین کردن آن با سیستم حکومتی رجوی که خود به عنوان رهبر کشور قرار میگیرد است.

پرسنل سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف تحت ایدئولوژی گروه تعلیم میگیرند که به آنها می آموزد تا خود را کاملا در اختیار رهبری مادام العمر مسعود رجوی قرار دهند. سازمان مجاهدین خلق هیچگونه قانون حقوقی یا اخلاقی به غیر از تصمیمات مسعود رجوی را به رسمیت نمیشناسد و آنها خود را بدون چون و چرا تسلیم دستورات وی میکنند. طبق ایدئولوژی رجوی او خواهان اطاعت محض بوده و اعضا باید همسر و فرزندان خود را طرد نمایند و آنها باید طبق دستورات داده شده حاضر به کشته شدن یا کشتن باشند. تحت این شرایط تنها فرض منطقی اینست که هر کس که در قرارگاه اشرف تحت تعلیم قرار گرفته است متعلق به مسعود رجوی است. او واژه "شهید زنده" را ابداع کرده است تا رابطه اعضا را با خودش تعریف کند. این بدان معنی است که اعضا عملا زندگی خود را در خدمت رجوی قرار داده اند تا به هرگونه که مایل است استفاده کند.

ارزش مطلق قرارگاه اشرف برای مسعود رجوی ایزوله بودن آن است. اعضا در این قرارگاه هیچ ارتباطی با دنیای بیرون ندارند. قرارگاه یک عنصر ضروری برای کنترل رفتار و اعتقاد اعضاست. به این دلیل رجوی در برابر تمامی کوشش هایی که برای جابجا کردن مجاهدین، چه از نقطه نظر امنیتی و چه از نقطه نظر انسانی، صورت گرفته است مقاومت نموده است. افرادی که در کشورهای غربی حق اقامت داشته اند از جانب رجوی مجبور شده اند تا هرگونه کمکی را رد نمایند و خواهان آن شوند که گروه بصورت یک پارچه مورد رسیدگی قرار گیرد و نه به صورت افراد مجزا. ادامه دادن به پوشش نظامی هویت اصلی این گروه را مشخص میکند.

اگر چه رزمندگان سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف از بالاترین سطح زندگی در استاندارد عراق برخوردارند اما سلامت، اخلاق و روحیه ساکنان قرارگاه طی پنج سال گذشته بطور محسوسی افت کرده است. افرادی که از طریق TIPF قرارگاه را ترک کرده اند گزارش نموده اند که تجاوز، دعوا، قتل و خودکشی های مشکوک در حالیکه ساکنان با محدودیت های شدیدی که از جانب رهبران بر آنان اعمال میشود مقابله میکنند به وقوع پیوسته است. خبرگزاری فارس از قول فرمانده اطلاعات نظامی نیروهای بلغاری گزارش نموده است که وی گفته است که طی سال 2007 واحدهای نیروهای بلغارستان مجبور شده اند با 14 درگیری جدی در قرارگاه اشرف مقابله نمایند که وی آنرا در نتیجه آشوب بازداشت شدگان طی سالهای اخیر دانسته است که البته اشاره کرده است که هیچگونه تهدیدی نسبت به سربازان بلغاری صورت نگرفته است.

ساکنان قرارگاه اشرف از آغاز زمانی که تسلیم شدند و رهبرشان مسعود رجوی آنها را ترک کرده و مخفی شد، در حالیکه قرار بود تهاجم گسترده ای علیه ایران همانطور که قول داده بود انجام شود، روحیه خود را به شدت از دست داده اند. میزان بزدلی که در این عمل بارز گردیده است تأثیرات جبران ناپذیری بر گروه به جا گذاشته است.

اگر اینطور در نظر بگیریم که تروریسم بطور کلی هم به شکل و هم به محتوا نیاز دارد تا تحقق پذیرد، بنابراین در حالت فعلی، قرارگاه اشرف شکل یا ظرف مربوطه را برای گروه رجوی بوجود آورده است. محتوا البته ایدئولوژی نفرت و خشونت وی است. اگر شکل برداشته شود، بنابراین فارغ از اینکه چه محتوایی در ذهن افراد باقی مانده باشد، آنها قادر به عمل به تروریسم نخواهند بود. این کار مانند گرفتن سلاح از دست آنان است.

در TIPF چه می گذرد؟

زمانی که رزمندگان سازمان مجاهدین خلق بالاجبار خلع سلاح شدند و در قرارگاه اشرف توسط نیروهای ویژه ایالات متحده در سال 2003 محصور گردیدند آنان متعاقبا توسط FBI و عناصر نظامی تحت بازجویی قرار گرفتند. اثر انگشت و نمونه DNA این افراد برداشته شد و کارت هویت برایشان صادر گردید. در طی این مصاحبه ها افراد بسیاری ابراز کردند که مایلند سازمان مجاهدین خلق را ترک نمایند. ارتش آمریکا مجبور بود امکانات اقامتی موقت بین المللی (TIPF) را در مجاورت قرارگاه اشرف برای استقرار کسانی که میخواستند از سازمان مجاهدین خلق جدا شوند بوجود آورد.

نیروهای آمریکایی هم ساکنان قرارگاه اشرف و هم ساکنان TIPF را در برابر حملات انتقام جویانه کردها و سایر عراقی هایی که سازمان مجاهدین خلق را بخشی از ابزار سرکوب صدام حسین تلقی میکنند حفاظت می نمایند. در داخل خود قرارگاه اشرف رهبری سازمان مجاهدین خلق همچنان کنترل را بدست دارد. متدولوژی این کنترل شامل جداسازی شدید زن و مرد، شرکت اجباری در نشست های روزانه غسل و گزارش دهی و همچنین تسلیم در برابر سبک زندگی خاص است که شامل کنترل جزئی ترین موارد از قبیل مسدود شدن هر گونه اطلاعات از خارج است. این اوضاع همان چیزی است که سربازان آمریکایی و بلغاری برای تقریبا 5 سال حفظ کرده اند.

طی این پنج سال صدها نفر قرارگاه اشرف را ترک کرده اند تا به آمریکایی ها پناهنده شوند. در حالیکه کنترل شدید بر اعضا در نتیجه هر جدا شدنی مورد تهدید قرار میگیرد، واکنش سازمان مجاهدین خلق برای ترساندن اعضا بیان داستان های تجاوز و آزار افراد توسط سربازان آمریکایی در صورتی که آنان به TIPF بروند بود.

این گروه نفوذی هایی به TIPF فرستاده است تا تلاش کنند تا فضای آنجا را تحت کنترل خود در آورند (هدف از این کار جلوگیری از بازگشت افراد به ایران است) و همچنین برخورد پلیس نظامی آمریکا را با گروه هدایت نمایند. علاوه بر این، شرایط TIPF تا همین اواخر بسیار ابتدایی و بصورت زندگی در چادر و جیره جنگی سربازی برای کسانی بود که از سازمان جدا شده بودند. قرارگاه اشرف شرایط معیشتی را فراهم میکند که در مقایسه عالی است که شامل ساختمان های کولر دار، غذای کافی، حمام و آب لوله کشی و همچنین امکانات تفریحی مناسبی است.

اجتناب ارتش آمریکا برای بهبود شرایط در خارج از قرارگاه اشرف نسبت به شرایط داخل قرارگاه منجر به بیان این اتهام شده است که هدف از این کار دادن قدرت به رهبران سازمان مجاهدین خلق برای نگاه داشتن افراد در درون این سازمان تروریست است. در حقیقت، سازمان مجاهدین خلق واحد خروجی خود را در داخل قرارگاه اشرف بوجود آورده است تا در حدود 200 نفر را در آن اسکان بدهد. اینها افرادی هستند که از سازمان مجاهدین خلق جدا شده اند ولی بخاطر فشارهای سازمان میترسند به TIPF بروند و لذا تحت هژمونی سازمان مجاهدین خلق باقی مانده اند.

تحت عنوان موقعیت فرد تحت الحفظ در خصوص اسیران کنوانسیون چهارم ژنو این افراد نباید به اجبار اخراج شوند. بهرحال، ارتش آمریکا گزارش نموده است که از TIPF 380 نفر بطور داوطلبانه قبول کرده اند تا جدا شده و از جانب وزارت حقوق بشر عراق و کمیته جهانی صلیب سرخ برای بازگشت به نزد خانواده های خود یاری شده اند.

تعداد 208 نفر از اعضای سابق، که در TIPF به علت اینکه نمیخواستند به ایران بازگردند باقی مانده اند از سازمان ملل متحد درخواست موقعیت پناهندگی و انتقال به کشور ثالث کرده اند. در هر صورت، با توجه به تقاضاهای بسیار از سازمان ملل متحد و سازمان های کمک رسانی برای پرداختن به حجم بسیار زیاد جابجایی های داخلی و پناهندگان عراقی، هیچ نتیجه ای برای یافتن مکانی برای آنان بدست نیامده است.

TIPF ظرف شش ماه بسته میشود

در ژانویه 2008، یک مقام بلند پایه عراقی در تلویزیون العراقیه ظاهر شد و توضیح داد که صاحب اصلی زمینی که قرارگاه اشرف بر روی آن بنا شده از جانب یک دادگاه عراقی مجاز دانسته شده تا زمین خود را باز پس بگیرد. زمینی که از ابتدا بصورت غیر قانونی توسط صدام حسین مصادره شده و به سازمان مجاهدین خلق اهدا گردیده بود. به صاحب زمین گفته شده بود که زمین وی ظرف شش ماه به وی تحویل داده خواهد شد. این بدان معنی است که هم TIPF و هم تمامی قرارگاه اشرف باید از پرسنل خود، آمریکایی، بلغاری یا ایرانی، ظرف شش ماه خالی شوند.

این خبر علت وقایعی که از دسامبر 2007 زمانی که پلیس نظامی آمریکایی شروع به انجام پروسه تخلیه TIPF نمود را روشن میکند. بازدید کنندگان از قرارگاه میگویند که به آنها گفته شده است که سربازان آمریکایی در TIPF طی شش ماه محل را خواهند بست. به آنها گفته شده است که TIPF ممکن است به موصل در کردستان منتقل شود، ولی این واقعه اتفاق نیفتاد.

طبق گفته کسانی که در ماه دسامبر TIPF را ترک کردند، پلیس نظامی آمریکایی به آنها گفته است که آنها آزادند محل را ترک کنند و در حقیقت به آنان گفته است که نمانند چرا که قرارگاه مربوطه در حال منحل شدن است. یک گروه از ترک آنجا اجتناب کردند و هنوز در TIPF باقی مانده اند. دیگران بصورت فردی در گروه های کوچک تا حداکثر 5 نفر در کنار جاده ای در فاصله ای نسبتا دور برده شدند. از آنها فیلم تهیه شد تا ثابت شود آنان زنده و سالم هستند و سپس رها شدند تا خود راهشان را پیدا کنند. به آنها یک لسه پاسه که توسط آمریکایی ها صادر شده بود داده شد و به آنها گفته شد که با این مدرک میتوانند از عراق خارج شوند. در هر صورت این مدارک به کسی اجازه نمیدهد که به سمت جنوب یعنی بغداد سفر کند و آنها مجبورند به طرف شمال بروند. کسانی که به اربیل رسیدند توانستند مدارکی از دولت محلی کردستان که به آنها اجازه میدهد در شهر بمانند بگیرند. ولی این مدارک بعد از مدت کوتاهی توسط پلیس محلی از آنان پس گرفته شد. آنان در حال حاضر هیچ مدرکی به غیر از کارت هویتی که آمریکایی ها داده اند ندارند.

وزارت امنیت ملی عراق میگوید مدارکی که به ساکنان سابق TIPF داده شده است را به رسمیت نمیشناسد، و چنانچه این افراد در خارج از کمپ مربوطه پیدا شوند بازداشت شده و به دلیل تعلق به یک گروه تروریست خارجی زندانی خواهند شد.

اسکات پیترسون از مجله کریستین ساینس مانیتور که وضعیت سازمان مجاهدین خلق را تعقیب میکند در 11 فوریه گزارش نموده است که: "حدود 100 نفر سعی کردند تا از عراق خارج شوند، برخی از آنان نامه های ارتش آمریکا را برای سفر به ترکیه به همراه داشتند. مدارک کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان UNHCR نشان میدهد که در یک نقطه در قضیه آنان در نزدیک به دو هفته قبل، 19 نفر توسط ترکیه به عراق بازگردانده شدند، ده ها نفر در کردستان در شمال عراق دستگیر شده و برخی مجبور به بازگشت به مناطق ناامن مرکزی عراق شدند و 26 نفر هم مفقود می باشند."

سایر گزارشات نشان میدهد که یک نفر توسط پلیس مرزی مورد اصابت گلوله قرار گرفته و زخمی شده است و در حال حاضر در بیمارستان در اربیل پایتخت کردستان عراق است. سازمان عفو بین الملل میگوید که نسبت به وضعیت شش نفر در زندان در ترکیه احساس خطر میکند. آنها به عراق بازگردانده نشدند.

در حال حاضر 109 نفر در TIPF باقی مانده اند.

مذاکرات در خصوص کمک های انساندوستانه

طی این سفر در عراق، مسعود خدابنده مذاکراتی با مقامات دولت عراق برای اجرای یک طرح نجات برای این افراد داشت. بعد از گفتگو با وزارت حقوق بشر عراق، مقامات موافقت کردند که یک سازمان غیر دولتی که جا و غذا در اختیار این ایرانیان که سازمان را ترک کرده اند ولی بخاطر اینکه آمریکایی ها TIPF را بسته اند جایی برای رفتن ندارند قرار دهد. این سازمان بعدا بنیاد خانواده سحر نامگذاری شد که به سرعت یک شبکه در محل هایی که افراد سابق TIPF بتوانند به آنجا بروند که شامل بغداد و اربیل میشد ترتیب داد.

آقای خدابنده سپس از TIPF در نزدیکی خالص در استان دیالی دیداری داشت تا افراد باقیمانده را نسبت به اینکه او تردد امن از کمپ به محلی که آنها بتوانند در آنجا تا وقتی که امکان اعزام آنها به کشور دیگر باشند بمانند مطمئن نماید. سه نفر بلافاصله پیشنهاد کمک را قبول کردند. تعداد بیشتری از آن زمان به دنبال آنها آمده اند. ولی این یک اقدام موقت است که برای تأمین کسانی که از TIPF منتقل شده و عضویت در سازمان را رد کرده اند طراحی شده است. این اقدام البته موضوع اصلی را که پیدا کردن یک محل امن برای تمامی ساکنان اشرف است را حل نمیکند.

ناظران نگرانی خود را نسبت به خطا بودن بسته شدن لجستیکی TIPF قبل از این که مشکل جابجایی قرارگاه اشرف حل شود ابراز داشته اند. مقر TIPF تنها راهی بود که افراد میتوانستند از زیر سلطه تشکیلات سازمان مجاهدین خلق فرار کنند. عادلانه اینست که به افراد این امکان داده شود تا جایی برای فرار داشته باشند تا اینکه به عنوان احشام مسعود رجوی با آنها برخورد شود.

منظور این است که سازمان جدیدالتأسیس بنیاد خانواده سحر جای عملکرد TIPF را بگیرد و یک شبکه امن برای کسانی که میخواهند از سازمان مجاهدین خلق جدا شوند بوجود بیاورد. زمانی که این افراد ایمن باشند میتوانند کمک جهت بازگشت به وطن و نزد خانواده شان و یا پیدا کردن یک کشور ثالث که در آن پناهنده شوند بیابند.

مذاکرات در خصوص دادن مشورت

در 31 ژانویه 2008 مسعود خدابنده در یک سمپوزیوم در مرکز مطالعات بین المللی و بین الدولی در دانشگاه بغداد شرکت نمود.
این سمپوزیوم که بصورت یک میز گرد بود بر روی موضوع تروریسم در عراق و راه حل های احتمالی این مسئله متمرکز شده بود که مشتمل بر سه بخش بود:
- تهدید عمومی اعمال شده از جانب گروه های تروریستی و راههایی که آنان در عراق عملیات انجام میدهند
- سازمان های تروریستی خارجی در عراق
- بوجود آمدن سازمان ها ی تروریستی در عراق و حمایت جهانی از این گروه های تروریستی

شرکت کنندگان در این سمپوزیوم شامل دکتر عزیز جبار شیال، دکتر سمیر الشویلی و دکتر رشید صالح، اساتید مطالعات سیاسی از دانشگاه بغداد بودند. تعدادی نمایندگان دولتی و غیر دولتی از طیف گسترده ای از وزارت خانه ها و سازمان های غیر دولتی، شامل نمایندگانی از وزارت خانه های دفاع، حقوق بشر و امنیت عراق شرکت کرده بودند.

مسعود خدابنده، که همچنین یک محقق در مرکز تحقیقات تروریسم مربوط به 11 سپتامبر در پاریس است و برای چند دیدار در خصوص سرنوشت افراد باقیمانده بعد از خلع سلاح قرارگاه اشرف که مسکن تروریست های ایرانی سازمان مجاهدین خلق خلع سلاح شده است در بغداد بود به این مذاکرات دعوت شده و در آن شرکت نمود.

افراد برجسته در میان شرکت کنندگان آقای بصام الحسنی مشاور نخست وزیر نوری المالکی بود.

سمپوزیوم با یک گزارش کامل در خصوص موضوعات بحث شده پایان یافت و دکتر عزیز جبار شیال قطعنامه پایانی را قرائت نمود که در آن یک پاراگراف در خصوص ضرورت خلع سلاح و اخراج سازمان مجاهدین خلق تروریست خارجی و ایجاد امکانات از جانب دولت و سایرین برای کمک به افراد باقیمانده برای یافتن محلی امن در خارج از عراق برای بازگشت به زندگی نرمال بود.

سمپوزیوم توسط نمایندگان رسانه هایی که در اتاق جلسه حضور داشتند انعکاس یافت.

تلویزیون العراقیه، شبکه اصلی تلویزیون عراق، گزارشی از سمپوزیوم و همچنین مصاحبه مختصری با مسعود خدابنده را منعکس نمود.

مسعود خدابنده در مصاحبه خود مشخص ساخت که که به اعتقاد وی فراتر از حق مردم عراق برای برخورداری از امنیت و فراتر از اجرای عدالت علیه کسانی که دست به اعمال خشونت آمیز در این کشور زده اند، خصوصا سران جنایتکار سازمان مجاهدین خلق تروریست که در کشتار قیام کردها و شیعیان در برابر صدام حسین در مارس 1991 دست داشتند، و بر اساس مطالعات مرکز تحقیقات تروریستی، پدیده تروریسم نمیتواند یک راه حل مجزا داشته باشد و نیاز به همکاری بین الدولی علاوه بر درگیر شدن سازمان های غیر دولتی برای حفاظت از حقوق انسانی کسانی دارد که توسط رهبران تروریست به این راه کشانده شده اند و خواهان فرصت مجدد برای بازگشت به جامعه خود هستند.

آقای خدابنده ضمن تشکر از سازماندهان سمپوزیوم بر فرهنگ فرقه ای سازمان های تروریستی و روش هایی که آنها برای مغزشویی پیروانشان استفاده میکنند تأکید نمود. او همچنین مثال هایی از حمایت خارجی توسط برخی گروه های صاحب نفوذ و احزابی که رساندن پول به تروریست ها را امکان پذیر نمودند آورد. کمترین آن رابطه بین بقایای صدام حسین در عراق، لندن، واشنگتن و سایر کشورها با سازمان مجاهدین خلق و راهی که این روابط بروشنی تشدید کننده خشونت در استان دیالی عراق است می باشد.

سمپوزیوم به مدت 2 ساعت طول کشید. بعد از آن شرکت کنندگان گروه های کوچک تر تشکیل دادند تا در خصوص انواع موضوعاتی که در سمینار مطرح گردیده بود صحبت کنند.

نتایج مشاورت ها در عراق

مسعود خدابنده از ایران اینترلینک توسط دفتر نخست وزیر عراق نوری المالکی برای یک سری مشاورت ها برای مشکل تروریسم خارجی در این کشور دعوت شده بود.

دولت عراق به دنبال یک راه حل فوری و قطعی برای جابجایی اعضای باقی مانده سازمان مجاهدین خلق از عراق و بستن قرارگاه اشرف است.

آقای خدابنده طی مدت اقامت خود در عراق با نمایندگان وزارتخانه های حقوق بشر، امنیت، خارجه، و دفاع عراق دیدار کرد. او همچنین جلساتی با مشاوران نخست وزیر المالکی، قوه قضائیه، سازمان های غیر دولتی و حقوق بشری در عراق داشت. ملاقات های دیگری هم با نمایندگان اتحادیه میهنی کردستان و دولت منطقه ای کردی اجرا نمود.

آنچه در زیر می آید جمعبندی یافته های آقای خدابنده از این ملاقات هاست. باید متذکر شد که هیچ تفاوتی در اظهار نظرات متعددی که در زیر می آید بین اعضای سابق با اعضای فعال سازمان مجاهدین خلق قائل نشده اند.

نقطه نظر ویدان میخائیل سالم در وزارت حقوق بشر: تحت هیچ شرایطی ما نمیتوانیم بپذیریم که سازمان مجاهدین خلق (خواه به عنوان یک گروه یا یک فرد، مربوط به قبل یا بعد از تروریست دانسته شدن) در عراق باقی بماند. ما چنین چیزی را نخواهیم خواست زیرا ما گذشته آنان و خطراتی که از جانب کردها و شیعیان (گرفتن انتقام) متوجه آنان است را میدانیم. وزارتخانه در خصوص انتقال افراد به ایران یا سایر کشورها در تعامل با کمیته جهانی صلیب سرخ کمک خواهد کرد. وزارتخانه همچنین تضمین خواهد نمود که رفتار خوبی در ایران تحت پوشش عفو عمومی برای بازگشتی های سازمان مجاهدین خلق داشته باشند و از طریق دفتر خود در ایران بطور مرتب جویای وضعیت کسانی که بازگشت داوطلبانه را بپذیرند خواهد بود.

نقطه نظر وزارت امنیت ملی: ما مدارکی در خصوص همکاری بین بقایای صدام حسین و القاعده با سازمان مجاهدین خلق داریم که از قرارگاه اشرف به عنوان محلی برای دیدارهای خود جهت توطئه علیه مردم عراق استفاده میکنند. آنها بخشی از نیروهای ایجاد ناآرامی در استان دیالی هستند. این افراد توسط گارد ریاست جمهوری صدام تعلیم دیده اند و اگر در داخل کشور آزاد گذاشته شوند، محور آموزش های شورشی خواهند بود. این قابل قبول نیست و بنابراین ارتش آمریکا باید جایگزین های دیگری برای استقرار آنها در خارج از عراق بیابد.

(شیروان الوائلی وزیر امنیت ملی عراق مکررا تأکید کرده است که هیچ جایی برای هیچ سازمان تروریستی در عراق جدید وجود ندارد و اینکه عراق در همکاری امنیتی کامل با کشور های همسایه خود از جمله ایران، کویت و غیره بوده و خواهد بود تا تهدیدات تروریستی را از منطقه ریشه کن نماید. وزیر امنیت ملی آقای شیروان الوائلی همچنین مکررا خاطر نشان کرده است که او با نخست وزیر و وزیر دفاع برای گسترش همکاری عراق با سایر کشورها برای مقابله با شبکه های تروریستی صحبت کرده و در همین رابطه اجرای برخی طرح ها شروع شده اند)

نقطه نظر وزارت امور خارجه: سازمان مجاهدین خلق و PKK سازمان های تروریستی خارجی هستند. آنها به طور خاص در این برهه زمانی برای رابطه عراق با کشورهای همسایه اش مضر می باشند. عراق مشکلات افزاینده توسط سازمان های تروریستی بین المللی را نمی پذیرد و تحمل نخواهد کرد خواه به صورت یک گروه باشند و یا اینکه به صورت افراد قرار گیرند.

نقطه نظر مشاور نخست وزیر: سازمان مجاهدین خلق در رأس نیروهای ضد عراقی هستند که هنوز در عراق باقی مانده اند. آنها مسئول کشتار کردها و شیعیان می باشند و باید به دست قوه قضائیه و عدالت در عراق سپرده شوند. سرنوشت سازمان مجاهدین خلق (و سایر بقایای صدام حسین که مسئول جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت هستند) موضوعی است که مربوط به عراقی ها میشود و آمریکا باید آنها را به عراق تحویل دهد.

نقطه نظر قوه قضائیه: در حال حاضر شکایاتی علیه سران این سازمان (مربوط به حدود 150 نفر) وجود دارد. احکام بازداشت چند هفته قبل برای جنایات مرتکب شده در ماههای گذشته توسط سران سازمان مجاهدین خلق (عباس داوری، رابط سیاسی سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف، مژگان پارسایی فرمانده نیروهای رجوی در عراق و صدیقه حسینی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق) صادر شده است. تحقیقات مجزا و متعددی در خصوص اعمال رهبران سازمان مجاهدین بر علیه مردم عراق در دست اجراست. قوه قضائیه باید تمامی این موارد را مورد بررسی قرار داده و تصمیم بگیرد که چه کسانی باید اخراج شوند و چه کسانی در برابر میز محاکمه قرار گیرند.

کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان: (خانم هانیه مفتی از پذیرش ملاقات با من یا با هر یک از خانواده های کسانی که در قرارگاه اشرف گرفتار شده اند اجتناب کرد، این علیرغم این واقعیت است که او بطور مرتب به قرارگاه اشرف برای دیدارهای خصوصی و مهمانی های شام با سران این سازمان تروریستی میرود) تا جایی که من میتوانم مشخص کنم، خانم مفتی نسبت به این درخواست سازمان مجاهدین خلق که تمامی اعضایش باید موقعیت پناهندگی در عراق داده شوند سمپاتی دارد ولی نه تحت نظر دولت عراق. از نظر ایشان آنها باید همچنان به عنوان یک گروه (با یونیفرم های نظامی) در عراق بدون اجازه از دولت عراق تحت حفاظت قرار گیرند.

(ما باید فرض بگیریم که موقعیت پناهندگی تنها میتواند به فرد داده شود و نمیتواند به یک ارتش داده شود. در این صورت، شاید خانم مفتی باید منتظر بماند تا ارتش آمریکا یونیفرم نظامی را از تن این نفرات بیرون بیاورد و سپس طبق قوانین کمیساریای عالی با آنها به عنوان افراد مجزا برخورد نماید.)

نقطه نظر عفو بین الملل و سایر سازمان های حقوق بشر: اعضای سازمان مجاهدین خلق نباید به ایران تحویل داده شوند و تحویل دولت عراق هم نباید داده شوند زیرا نقض حقوق بشر و مجازات اعدام در هر دو کشور وجود دارد. اعضای سازمان مجاهدین خلق باید تحت حمایت انسان دوستانه قرار بگیرند (نه اینکه نسبت به پیگرد قانونی در برابر جنایاتی که انجام داده اند مصونیت داشته باشند) یعنی اینکه آنها قطعا باید به کشور ثالثی منتقل شوند.

نقطه نظر ارتش آمریکا: هیچ نظر رسمی در این خصوص داده نشده است. بهرحال، بعد از 5 سال ارتش ظاهرا هنوز سیاست دوپهلوی آمریکا در خصوص تروریسم را حفظ کرده است. (قطعا رویکرد مبهم ارتش آمریکا بطور گسترده به عنوان حمایت از تروریسم در منطقه تلقی میشود.) رفتار حقیقی ارتش آمریکا در خصوص افراد تحت الحفظ در قرارگاه اشرف تنها میتواند به عنوان تأیید خاموش بر ادامه حضور و فعالیت گروه تلقی شود. (از قرارگاه اشرف برای برقراری جلسات رهبران طوائف دیالی که به بعثی ها وفادار هستند مورد استفاده قرار میگیرد)

نقطه نظر مرکز مطالعات بین المللی و بین الدولی دانشگاه بغداد: (از گزارش سمپوزیوم و طبق اعلامیه ها و توصیه هایی که به دولت عراق کرده اند) به افراد سازمان مجاهدین خلق باید توسط کشورهای غربی کمک شود. آنها بخاطر منافع مردم عراق و منافع خودشان نباید در عراق نگاه داشته شوند. تشکیلات گروه باید توسط نیروهای آمریکایی و انگلیسی قبل از انتقال به خارج از عراق منحل شود. حمایت اصلی برای گروه از لندن، واشنگتن و تل آویو می آید و مجاهدین باید به این کشورها با کمک حامیانشان منتقل گردند.

خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق

زمانی که دولت موقت عراق کنترل را در عراق در ژوئن 2004 به دست گرفت، به افراد مستقر در قرارگاه اشرف موقعیت تحت الحفظ تحت کنوانسیون چهارم ژنو اعطا شد. بعد از سالها جدا ماندن اجباری (توسط رجوی)، خانواده های افرادی که در قرارگاه اشرف گرفتار مانده اند امیدوار شدند تا بتوانند حداقل خبری از اقوام خود در آنجا بدست بیاورند.

کنوانسیون چهارم ژنو البته از افراد تحت الحفظ در قبال جدا شدن اجباری حفاظت میکند. خانواده ها ریسک جانی سفر به عراق از اقصا نقاط جهان را با امید به اینکه پسر یا دختر، مادر، پدر، زن، شوهر، برادر یا خواهر خود را ملاقات کنند را پذیرفتند. برخی خانواده ها اقوام خود را بیش از 20 سال بود که ندیده بودند. برخی حتی مطمئن نبودند که آنها زنده باشند.

دیدار چنین خانواده هایی طبق حقوق مندرج در فصل 8 که مربوط به روابط بیرونی اسرا میشود، خصوصا ماده 116 که بیان میدارد: "هر بازداشت شده باید اجازه داشته باشد با اقوام خود، خصوصا اقوام نزدیک، به طور مرتب و به دفعات ممکن، دیدار کند" تضمین شده است.

ماده 8 همچنین بروشنی مشخص میکند که: "فرد تحت الحفظ در هیچ شرایطی نمیتواند به طور جزئی یا کلی از حقوق تضمین شده برای خود در این کنوانسیون صرف نظر کند".

ولی از ابتدا دیدار خانواده ها با مقاومت روبرو شد. برای چهار سال تقریبا برای هر کسی غیر ممکن بود که خانواده اش را بدون حضور مراقب های سازمان مجاهدین خلق که مانع ارتباط آزاد خانواده ها یا صحبتشان میشدند ملاقات کند. حتی زمانی که خانواده ها به عراق سفر کرده و مدارک لازم جهت احقاق حقشان برای دیدار آزاد و رابطه بدون واسطه با بستگانشان را کسب میکردند از چنین دیدارهایی منع میشدند. متأسفانه، در برخی موارد خانواده ها توسط پلیس نظامی آمریکا، که ظاهرا خواست فرماندهان سازمان مجاهدین خلق را اجرا میکردند بدون دسترسی به بستگانشان بازگردانده شدند.

موضوع آخری که اشاره شد توسط بسیاری از خانواده ها تجربه شده است که شکی در ذهن کسی باقی نمیگذارد که سربازان آمریکایی دستورات خود را از مجاهدین میگیرند تا اینکه برعکس باشد. هیچ دلیلی وجود ندارد – قانونی، اخلاقی یا امنیتی – که این خانواده ها باید از این دیدارها محروم شوند. در یک مورد به یک خانواده مقیم انگلستان از جانب سربازان آمریکایی گفته شد تا با سازمان مجاهدین خلق در انگلستان تماس بگیرند (جایی که البته این سازمان ممنوع شده بطوری که این عمل غیر قانونی خواهد بود) و از گروه بخواهند تا ترتیب ملاقات را بدهند که شامل رفتن به قرارگاه اشرف تحت کنترل سازمان مجاهدین خلق است. این خانواده متعجب مانده بودند که پیامدهای قانونی اجرای چنین توصیه ای چه خواهد بود، آیا به آنها اجازه داده خواهد شد که مجددا به انگلستان بازگردند بدون اینکه بخاطر ارتباط با یک سازمان تروریستی و رفتن به قرارگاه تعلیماتی ترورییستها موقع ورود به انگلستان دستگیر شوند؟

زمانی که چنین موانعی رفع شوند و دیدارها صرفا بخاطر شجاعت و اصرار خانواده هایی که به دروازه قرارگاه اشرف مراجعه میکنند و قبول نمیکنند که آنجا را ترک کنند انجام پذیرند، تازه دیدار مربوطه حداقل استاندارد های قابل قبول تحت کنوانسیون چهارم ژنو و در واقع تحت قواعد حقوق بشری را دارا نمی باشد.

خانواده ها مورد تهاجم فرار میگیرند، به آنها توهین میشود، برخورد فیزیکی میشود و مستمرا متهم به بودن "مأمور ملاها" که برای مقابله با مبارزه سازمان مجاهدین خلق برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران آمده اند میشوند. در میان جدید ترین مواردی که خانواده ای برای دیدار با بستگانش مراجعه کرد خانواده محمدی از کانادا بود. این نهمین دیدار آنها از عراق به منظور دیدار با دخترشان سمیه بود که سالها قبل زمانی که 17 ساله بود به قرارگاه اشرف برده شده بود. آقای مصطفی محمدی و خانم محبوبه محمدی سه ماه در عراق گذراندند و تنها به مدت 45 دقیقه دختر خود را دیدند.

این بار به والدین اجازه داده شد تا در یک بانگالو (کانکس) در قسمت آمریکایی قرارگاه اشرف برای سه روز بمانند. در 9 دسامبر، بعد از درخواست های مکرر از جانب آمریکایی ها، آنها موفق شدند دختر خود را به مدت 45 دقیق ملاقات کنند. سمیه میترسید با پدر خود صحبت کند و گفت که "او مأمور وزارت اطلاعات ایران است" اما حاضر شد با مادرش صحبت کند.

صبح روز 9 دسامبر سربازان آمریکایی مسئول TIPF از خانواده محمدی خواستند تا کمپ آنان را ترک کنند چرا که دختر خود را دیده اند. آمریکایی ها آنان را تا دروازه خروجی اسکورت کردند و آنان را به بیرون راهنمایی نمودند در حالیکه با نگاه هایشان همچنان رفتن آنان را تعقیب میکردند. در حالیکه قرارگاه اشرف در یک منطقه صحرایی قرار دارد که جاده های مواصلاتی و رفت و آمد عمومی کیلومتر ها دور است، خانواده محمدی شروع به قدم زدن در بیابان کردند. ناگهان با گروهی از افراد سازمان مجاهدین خلق که وانمود میکردند از آنجا رد میشدند و پیشنهاد رساندن آنها به سر جاده را دادند مواجه شدند.

بر اساس دانسته های قبلی و تجاربی که با سازمان مجاهدین خلق داشتند، آقای محمدی و همسرش پیشنهاد آنان را رد کرده و شروع به قدم زدن به سمت جاده اصلی کردند. در این حالت، افراد سازمان مجاهدین خلق خانم محمدی را گرفته و بزور به داخل خودرویی که برای آدم ربایی آورده بودند کشاندند. در همان حال آقای محمدی شروع به دفاع از خود در قبال حمله فیزیکی آنان کرد و همچنین سعی نمود ساکهایشان را حفظ نماید چرا که مهاجمین آنان را با چاقو میزدند و موفق شدند دوربین آنان را باز کرده و کارت حافظه آنرا با چاقو خارج کنند. زمانی که آقای محمدی شروع به فریاد زدن برای کمک کرد یکی از مردان سازمان مجاهدین یک تفنگ از زیر صندلی راننده خودرو بیرون آورد و سر آقای محمدی را نشانه رفت.

سربازان آمریکایی که هنوز از فاصله کوتاهی به تماشای صحنه مشغول بودند وقتی جدی شدن قضایا را مشاهده کردند وارد شده و جان آنان را نجات دادند و بعدا ترتیب بازگشت امن آنان به بغداد را فراهم نمودند. زمانی که آقا و خانم محمدی به بغداد رسیدند تحت مراقبت های پزشکی برای جراحات وارده بر آنها قرار گرفتند و بر علیه رهبران سازمان مجاهدین خلق برای صدماتی که به خانواده شان وارد شده است، که شامل هجوم اخیر آنان نیز میشد، اقامه دعوا کردند.

نتیجه این شد که دادگاه جنایی بغداد حکم دستگیری برای سه تن از رهبران سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف صادر کرد. این احکام علاوه بر دو حکم دستگیری برای این سه نفر بود که قبلا توسط دو دادگاه دیگر صادر شده بود.

در فوریه دو خانواده دیگر دیدارهای ناراحت کننده دیگری را با خانواده هایشان تجربه کردند. علی بشیری و دخترش از نروژ با مدارک قانونی خواستار دیدار با مادر خانواده شدند. زمانی که آقای بشیری به سفارت آمریکا در بغداد با مدارک تنظیم شده توسط یک وکیل نروژی مراجعه کرد او را از سفارت اخراج کردند. نهایتا او و دخترش موفق به دیدار با مادر در حضور مراقبین سازمان مجاهدین خلق شدند. مادر نزدیک تر از 3 متری دخترش نیامد و قبل از ترک دخترش با غیظ به او دشنام داد.

در یک مورد دیگر، آقای رضا اکبری نسب به قرارگاه اشرف رفت تا جسد برادرزاده اش که سال گذشته در آنجا درگذشته بود را طلب کند تا خانواده بتواند او را در داخل ایران به خاک بسپارد. آقای اکبر نسب به تلویزیون العراقیه گفت:

"من به کمپ آمریکایی ها رفتم و خواستم تا با برادرم و برادر زاده ام دیدار داشته باشم، من همچنین از آنها خواستم اجازه دهند به مزار برادرزاده دیگرم رفته و مدارک مرگ او را مشاهده کنم.
افسران آمریکایی به من گفتند که درخواست خودم را به مقامات سازمان مجاهدین خلق ارائه نمایم. طی ساعت هایی که من منتظر عزیزانم بودم سربازان و افسران آمریکایی با رفتاری بسیار عالی از من پذیرایی کردند. من از فضای دوستانه کمپ آمریکایی ها راضی بودم که ناگهان مردی که پوشه ای زیر بغل داشت به طرف من آمد و فریاد میزد که برای چه به اینجا آمده ای؟
او به فارسی صحبت میکرد و فوق العاده عصبانی بود بطوری که من او را نشناختم. ولی او کسی به غیر از برادر مهربان و دوست داشتنی من مرتضی نبود!
او یک پوشه به همراه داشت که میگفت حاوی نوشته های من در خصوص مرگ یاسر است. او در واقع مرا تهدید کرد که آن مدارک را به آمریکایی ها خواهد داد چرا که من مؤدبانه از افسران آمریکایی انتقاد کرده بودم.
من دوستانه به او گفتم که ممکن است حق با تو باشد، ولی اجازه بده من هم صحبت مختصری بکنم امری که در هر سازمان سیاسی طبیعی است. اما او قبول نکرد و حتی به من اجازه نداد از سه متری او نزدیک تر شوم.
برادر مهربان سابق من در مقابل سربازان آمریکایی به من دشنام میداد. برادر زاده ام موسی اجازه نیافت برای دیدار با من بیاید چرا که او شهروند آلمانی است و مجاهدین از این بابت میترسیدند. آمریکایی ها به سؤالات ما پاسخ ندادند و جوابی در قبال اینکه اعضای سازمان مجاهدین خلق مانیپوله شده اند نداشتند و فقط گفتند که این موضوع در حیطه مسئولیت آنان نیست!
آنها به من اجازه اینرا هم ندادند تا مزار یاسر را زیارت کنم.
من از دموکراسی آمریکایی بیش از این انتظار داشتم.
در حالیکه محل را ترک میکردم به ستوان آمریکایی گفتم که شما در حال تولید یک القاعده دیگر هستید."

خانواده های بسیار دیگری هم مانند محمدی ها، بشیری ها، و اکبری نسب ها بودند که حاضر نشدند بستگان گرفتار خود در قرارگاه اشرف را رها کنند. ولی آنها دستشان کوتاه بود. به دنبال دیدار مسعود خدابنده که شرایط را با جزئیات تشریح نمود، وزارت حقوق بشر عراق پشنهاد کمک به صورت تشکیل یک سازمان غیر دولتی جدید داد که بنیاد خانواده سحر نامیده شد که کمک در اختیار خانواده هایی که برای دیدار می آیند و اعضای جدا شده سازمان در عراق ارائه نماید.

بنیاد خانواده سحر در حال حاضر یک شبکه امن در شهرهای مختلف بوجود آورده است که شامل بغداد نیز میشود تا به افرادی که از TIPF در دسامبر 2007 خارج شده اند اسکان بدهد. در ژانویه سه نفر دیگر از TIPF خارج شده و به گروه مربوطه پناهنده شدند.

بیانیه بنیاد خانواده سحر

بنیاد خانواده سحر یک سازمان غیر دولتی، غیر سیاسی و غیر انتفاعی است که برای اقدامات بشر دوستانه و یاری رساندن به خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق که در قرارگاه اشرف در عراق بسر میبرند تأسیس گردیده است. این انجمن فارغ از هرگونه ملاحظات سیاسی و مرزبندی های جغرافیایی و یا منافع گروهی و سازمانی، تماما بر روی مسائل انسانی متمرکز بوده و به مثابه یک بنیاد حقوق بشری، یاری رساندن به خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق را مد نظر دارد. این بنیاد تعداد کثیری از خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق و اعضای سابق این سازمان را پوشش داده و همچنین از حمایت معنوی و مادی تشکل ها و شخصیت های محلی و بین المللی در عراق که محل فعالیت این بنیاد است برخوردار می باشد.
سازمان مجاهدین خلق به مدت بیش از دو دهه در خاک عراق و مشخصا در قرارگاه اشرف مستقر است. این سازمان به مثابه یک فرقه کلاسیک عمل نموده و اجازه ارتباط آزاد و بی واسطه به اعضای خود را با دنیای خارج و خانواده هایشان نمیدهد. لذا خانواده این افراد در رنج و حرمان دوری از عزیزان خود روزگار سختی را میگذرانند و خواستار یاری و کمک سازمان های حقوق بشری هستند.
زمانی که حکومت سابق عراق سرنگون شد، بارقه امیدی در دل خانواده ها روشن گردید و تصور کردند که شرایط جدید در عراق به آنها این امکان را خواهد داد تا بدون واسطه و به میزان کافی با عزیزان خود دیدار داشته باشند. برخی از این افراد بیش از بیست سال است که عزیزان خود را ندیده و حتی از زنده و سالم بودن آنان نیز بی اطلاع هستند. از منظر این خانواده ها این افراد در قرارگاه اشرف و در سازمان مجاهدین خلق، همچون تمامی فرقه ها، به لحاظ ذهنی و حتی عینی اسیر و گروگان محسوب میشوند که خانواده ها خواهان آزادی آنان هستند. بنیاد خانواده سحر تلاش میکند تا با هر وسیله ممکن ارتباط این خانواده ها با بستگانشان در قرارگاه اشرف را برقرار نموده و اتحاد نهاد خانواده را محقق سازد.
قرارگاه اشرف که محل استقرار اعضای سازمان است تحت حفاظت نیروهای آمریکایی در عراق قرار دارد. از طرفی دولت عراق مصرا خواهان منحل شدن قرارگاه اشرف می باشد. قانون اساسی عراق اجازه حضور یک نیروی تروریستی خارجی در خاک این کشور را نمیدهد. وزارت خارجه کشورهای ایالات متحده و کانادا، علاوه بر اتحادیه اروپا و پارلمان انگلستان و بسیاری از ارگان های بین المللی و دولتی، سازمان مجاهدین خلق را یک فرقه مخرب تروریستی معرفی کرده اند. روشن است که اعضای یک فرقه و خانواده های آنان قربانیان مقدم آن فرقه به حساب می آیند که نیازمند کمک می باشند. در ماه مه سال 2005 دیدبان حقوق بشر گزارشی تحت عنوان "خروج ممنوع" منتشر نمود که در آن به شرح جزئیات نقض حقوق بشر توسط سازمان مجاهدین خلق علیه اعضای خودش پرداخت.
در حال حاضر بغداد گرانیگاه و نقطه وصل خانواده های دردمند و جداشدگان سازمان و عناصر خیرخواه است که انتظار سحر را میکشند و دست نیاز به سوی تمامی ارگان های بین المللی بشردوست دراز کرده اند تا هر کس میتواند یاری برساند. از طرف دیگر البته قرارگاه اشرف با استناد بر گزارش بسیاری از کارشناسان بین المللی امنیتی محل تربیت تروریست هاست. خانواده ها نسبت به سرنوشت فرزندان خود که تحت مغزشویی و تعلیمات تروریستی قرار دارند به شدت نگران می باشند.
با ما ارتباط برقرار کنید. خوشحال میشویم نظرات شما را بدانیم. به هر طریقی که میتوانید به ما یاری برسانید. اعضای بنیاد خانواده سحر تماما داوطلبانه کار میکنند و در حال حاضر صرفا برای اتحاد نهاد خانواده در شرایط دشوار عراق در آن کشور حاضر بوده و به فعالیت مشغولند.

نتیجه گیری

زمانی که رژیم صدام حسین سقوط کرد، 3800 عضو سازمان مجاهدین خلق بمباران، دستگیر و توسط نیروهای ویژه در عراق خلع سلاح شده و در قرارگاه اشرف محصور گردیدند.

طی پنج سال گذشته باید به نظامیان آمریکایی برای کار عالیشان در نگاه داشتن سازمان مجاهدین خلق در عراق و تأمین آنها دست مریزاد گفت. سروکار داشتن با یک فرقه خطرناک و مخرب مأموریت ساده ای نیست. بطور گسترده عقیده بر این است که نیروهای آمریکایی تنها کسانی بودند که میتوانستند این کار را خصوصا در شرایط خشونت و بحران عراق انجام دهند.

ولی شرایط به نقطه ای رسیده است که اقدام فوری باید برای برخورد با گروه اتخاذ شود. همانطور که گزارش حاضر نشان داده است، سازمان مجاهدین خلق دیگر نمیتواند در عراق باقی بماند. دولت عراق اوضاع را خود بدست گرفته و اصرار دارد که اقداماتی جهت تعقیب قانونی و مجازات اعضای سازمان نسبت به کسانی که دستگاه قضایی ثابت نماید که مستقیما در جنایت علیه بشریت و جنایات جنگی در عراق دست داشته اند به انجام برساند و به سرعت سایرین را از عراق خارج کند.

برای سازمان هایی نظیر عفو بین الملل، دیدبان حقوق بشر، کمیته جهانی صلیب سرخ و سایرین کاملا روشن است که عراق جای ماندن سازمان مجاهدین خلق نیست. در واقع شاید خطرناک ترین محل در جهان برای اعضای گروه باشد. همانطور که وقایع در خصوص افراد TIPF نشان داد، برای کسانی که از سازمان جدا شده اند نیز همین مسئله صدق میکند. شکی باقی نمانده است که چنانچه گروه مربوطه در عراق مستقر باقی بماند و آمریکایی ها حتی مختصری از پشتیبانی از آنها دست بکشند خونریزی و خشونت نتیجه کار خواهد بود.

در این نقطه، نگاه ها به دولت آمریکا برای هدایت حل مشکل دوخته شده است. افراد سازمان مجاهدین خلق اسیر محسوب میشوند و باید به همین صورت با آنها برخورد شود. انتظار میرود که نظامیان آمریکایی همچنان مسئولیت برخورد با سازمان مجاهدین خلق و کمک به کوشش های سازمان های حقوق بشری و خانواده ها و دولت عراق را به جای رها کردن موضوع به عهده بگیرند. دولت آمریکا با یک بحران حقوقی و اخلاقی که نیاز به توجه سریع به جای به تأخیر انداختن دارد مواجه هستند.

بطور خاص آیا نظامیان آمریکایی مایلند سیستم قضایی عراق را در حالیکه حکم دستگیری صادر شده است و از اجرای آن ممانعت میکنند نادیده بگیرند؟ آیا سربازان آمریکایی به نادیده گرفتن تعهدات اخلاقی و انسانی خود در بازگرداندن خانواده اعضای سازمان مجاهدین خلق که تنها میخواهند بطور خصوصی با بستگانشان دیدار داشته باشند ادامه دهند؟ آیا سربازان آمریکایی اینطور بحث میکنند که نمیتوانند اعضای سازمان مجاهدین خلق را در فاصله کوتاه قرارگاه اشرف تا بغداد همراهی کنند تا با بستگانشان که از هزاران کیلومتر دورتر برای دیدن آنها آمده اند به بهانه وضعیت افراد تحت الحفظ دیدار داشته باشند؟

بنیاد خانواده سحر به عنوان یک امکان موقت برای کمک به خانواده های سازمان مجاهدین خلق محصور در قرارگاه اشرف و کمک به هر کسی که میخواهد جدا شود تشکیل شده است. شکی باقی نمیماند که وجود این بنیاد جداشدن از سازمان مجاهدین خلق را افزایش داده و سرعت می بخشد. در حقیقت این امر هم اکنون مشاهده شده است. سربازان آمریکایی یا میتوانند به این وضعیت کمک کرده و یا از آن ممانعت بعمل آورند. نتیجه یکی خواهد بود ولی اعتبار یک عمل نیک به جایی داده خواهد شد که انجام گرفته باشد.

بهرحال این موضوع مسئله اصلی را که نحوه برخورد با اعضای فعال سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف است را حل نمیکند. به آنها باید در جایی پناهندگی داده شود و تنها امکان محتمل کشورهای غربی است. در حال حاضر اعضای سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه به نوعی در شرایط بین قانونی و اخلاقی قرار دارند. در حالیکه دولت های غربی در کشور های خود در خصوص ماهیت تروریستی سازمان مطمئن هستند هیچکدام حاضر نیستند مسئولیت آنچه که بر سر مردم عراق می آید را قبول کنند. هر دولت اصلی غربی این گروه را به عنوان یک سازمان تروریست ممنوع اعلام کرده است. هیچ کس آنها را نمیخواهد.

در اروپا، کوشش هایی برای لغو ممنوعیت سازمان مجاهدین خلق، خصوصا در انگلستان و همچنین توسط نو محافظه کاران در لندن و واشنگتن و تل آویو، انجام شده است. آنها اینطور بحث میکنند که مجاهدین خشونت را کنار گذاشته اند. تا امروز، این لابی های قدرتمند از قبول هر گونه مسئولیت یا حتی درک بحران انسانی که ساکنان قرارگاه اشرف را تهدید میکند اجتناب کرده اند. بهرحال ارزش این گروه برای هوادارانشان این است که نماینده بزرگ ترین گروه اپوزیسیون ایرانی به دلیل تعداد بالای اعضای فعالشان می باشند. عاقلانه تر اینست که این اعضا نجات داده شوند تا اینکه در زندان های عراق رها شوند. حامیان این سازمان مانند کمیته پارلمانی بریتانیایی برای آزادی ایران، که ریاست آن به عهده لرد کوربت از کسل ویل است، یک تعهد اخلاقی و سیاسی برای نجات دقیقا همان کسانی را دارند که قویا جهت برقراری دموکراسی در ایران مورد حمایتشان می باشند. جان و حقوق اعضای سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف باید در اولویت اول تأمین گردد.

این امر زمانی ممکن است که آنان به محل امنی در غرب منتقل شوند. همانطور که یک وزیر بی پرده گفت: "حامیان غربی سازمان مجاهدین خلق خصوصا در انگلستان باید ابزار خود را در جعبه های خودشان نگهداری کنند". هم عراق و هم ایران به اروپا به عنوان مقصد نهایی و شاید تنها مقصد سازمان مجاهدین خلق نگاه میکنند. اگر این گروه از هیبت یک ارتش به شکل افراد غیر نظامی در آیند به اعضای فعال اجازه داده خواهد شد که اگر مایل باشند به عنوان یک اپوزیسیون غیر مسلح جمهوری اسلامی ایران فعالیت نمایند.

قطعا لغو ممنوعیت سازمان مجاهدین خلق در انگلستان به عراق این امکان را خواهد داد تا این گروه را به عنوان یک گروه منتقل کرده و بگذارند لندن آنها را به عنوان افراد پناهنده بپذیرد. منابعی که در حال حاضر برای حفظ قرارگاه در عراق استفاده میشوند نیز باید به لندن منتقل شوند تا از آنها در انگلستان پشتیبانی نمایند. البته هر عضوی که مایل باشد داوطلبانه به ایران بازگردد باید همچنان از طرف وزارت حقوق بشر عراق و کمیته جهانی صلیب سرخ تضمین دریافت کند.

این یک طرح نجات است که قابل اجرا می باشد و بهترین نتیجه را برای عراق، انگلستان و "مقاومت ایران" که میگوید خشونت را کنار گذاشته است در بر خواهد داشت. این راه حل یک نتیجه قطعی و انسانی برای یک مشکل تابحال لاینحل ارائه می نماید که با این گروه چکار باید کرد. در واقع با در نظر گرفتن حقایق ذکر شده شاید این تنها راه حل باشد.

.

بنیاد خانواده سحر

Contact - Iraq
saharfamily@yahoo.com
Tel: +964 - 7808481650 - Arabic and Farsi

Contact - outside Iraq
Sahar
BM 2632
London
WC1N 3XX
U.K
Tel: +44 - 2076935044 - English only

مسعود خدابنده
تنظیم و انتشار گزارش توسط ایران اینترلینک

Iran-Interlink
PO Box 148
Leeds LS16 5YJ
United Kingdom
Tel: +44 (0)113 278 0503

 

 

 

سال دوهزار و شش

 

نامه سرگشاده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق (2)
(ابراهیم خدابنده، اول ژانویه 2007)

نامه ای انتقادی به ابراهیم خدابنده و پاسخ به آن
(سایت دکتر مسعود بنی صدر، بیست و هفتم دسامبر 2006)

آقای ابوالحسن فولادوند
(ابراهیم خدابنده، بیست و ششم دسامبر 2006)

نامه سرگشاده به خانم مژگان پارسائی
(ابراهیم خدابنده ، بیست و سوم دسامبر 2006)

نامه سرگشاده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق (1)
(ابراهیم خدابنده ، چهاردهم دسامبر 2006)

شکستن تابوی "مبارزه مسلحانه" در سازمان مجاهدین خلق ایران توسط نجات یافتگان از فرقه مبارک باد
(مسعود خدابنده، دوازدهم دسامبر 2006)

نامه سیزدهم ابراهیم خدابنده و پاسخ مسعود بنی صدر به آن
(سایت دکتر مسعود بنی صدر، دوم دسامبر 2006)

هم‎بسترهای غریب
("اندرو هیگینز" و "جی سولومون"/ وال استریت ژورنال، بیست و نهم نوامبر)

نامه اي به مهندس علي اکبر راستگو
(مسعود خدابنده، هجدهم نوامبر )

پاسخی به نامه آقای هادی شمس حائری
(ابراهیم خدابنده، پانزدهم نوامبر 2006)

مریم رجوی چرا در قبال حکم ولینعمت بیست و پنج سال گذشته تان خفقان گرفته اید؟
(مسعود خدابنده، پنجم نوامبر 2006)

خاتمی در لندن و "تظاهرات مخالفین"!!
(مسعود خدابنده، سوم نوامبر 2006)

 فرقه رجوی نه مسئله ای سیاسی که تهدیدی جدی برای سلامت جامعه است
(مسعود خدابنده، بیست و هشتم اکتبر 2006)

مطلبی از سردبیر، نشریه نجات یافتگان، شماره بیست و هفتم، اکتبر 2006
(آن سینگلتون، سردبیر، بیست و پنجم اکتبر 2006)
http://www.survivorsreport.org/pdffiles/2006/SR4web1006.pdf

مکاتبات جابانی و خدابنده
(ارسالی آقای جابانی، دوازدهم اکتبر 2006)

خانم رجوی، آرش صامتی پور را بجا نمی آورید؟
(مسعود خدابنده، هشتم اکتبر 2006)

آقای علیرضا جعفر زاده! چه میکنید؟
(ابراهیم خدابنده، سوم اکتبر 2006)

آن سینگلتون در مصاحبه با خبرنگار ایندیپندنت
(لین والیس، روزنامه ایندیپندنت، لندن، اول  اکتبر 2006)
http://news.independent.co.uk/people/profiles/article1777738.ece

چه کس بخارد پشت من؟!
به بهانه سالگرد عملیات فروغ جاویدان

(براهیم خدابنده، بیست و پنجم ژوئیه 2006)

دیپلماسی در خدمت کنترل نیرو
(براهيم خدابنده، بیست و دوم ژوئیه 2006)

مریم رجوی اهرمی در خدمت اسرائیل یا کارتی در دست ایران؟
(مسعود خدابنده، پنجم ژوئیه 2006)

استراتژی شکست خورده
(ابراهيم خدابنده، بیست و پنجم ژوئن 2006)

عدالت چه زمان اجرا مي‎شود؟
(براهيم خدابنده /نشريه نجات يافتگان/شماره 25/ژوئن 2006)

محاکمه
(سرمقاله نشریه نجات یافتگان، شماره بیست و پنج، پانزدهم ژوئن 2006)

سه سال پیش... (سرمقاله نشریه نجات یافتگان، ژوئن 2006)
(ابراهیم خدابنده، ژوئن 2006)

مجاهدین خلق و بازگشت به گذشته
(ابراهیم خدابنده، ژوئن 2006)

فرقه ها در میان ما
(نوشته خانم سینگر، تر جمه آقای ابراهیم خدابنده، می 2006)

مروری بر اظهارات آقای جعفر زاده
(ابراهیم خدابنده، می 2006)

سازمان مجاهدین خلق "ایران" یا  "عراق"؟
(ابراهیم خدابنده، می 2006)

"راه حل سوم"، پنجره ای که به جایی باز نمی شود
(ابراهیم خدابنده، می 2006)

مصاحبه با هما خدابنده (دختر ابراهیم خدابنده)
(آقای خوشحال، می 2006)

آمریکا تهدیدی های موشکی ایران را جدی بگیرد یا نگیرد؟
(ابراهیم خدابنده، آوریل 2006)

بن بست راهبردی! چرا و چگونه؟
(ابراهیم خدابنده، مارس 2006)

یاد داشتی بر "سخنی در باره فرقه ها"
(ابراهیم خدابنده، مارس 2006)

آقایان و خانم های شورایی لطفا کمی سرتان را بالا بگیرید
(مسعود خدابنده، مارس 2006)

بلغاری ها گروه تروریستی مجاهدین در عراق را منحل می کنند
(مسعود خدابنده، تروریسم مونیتور، بنیان جیمزتاون، فوریه 2006)

بررسی ادعای رجوی در روز هفتم فوریه
(مسعود خدابنده، ژانویه 2006)

نامه هشتاد تن از جداشدگان از مجاهدین به دادگاه لوگزامبورگ
(نامه جمعی، ژانویه 2006)

سال دو هزار و پنج

سخنی در رابطه با تغییر رژیم
(مسعود خدابنده، آسیا تایمز، نوامبر 2005)

شکست بروکسل، فروغ جاویدان مخیمات
(مسعود خدابنده، نوامبر 2005)

مجاهدین حامیانشان را متهم به چماقداری می کنند
(ایران دیدبان، نوامبر 2005)

نامه سرگشاده به وزیرکشور بریتانیا و درخواست حفاظت خبرنگاران در مقابل حملات مجاهدین
(مسعود خدابنده، نوامبر 2005)

ایران اینترلینک خواستار محاکمه مسعود رجوی رهبر مجاهدین شد
(گزارش کنفرانس مطبوعاتی لندن، نوامبر 2005)

مصاحبه مسعود خدابنده با بی بی سی در مورد تحرکات افراد رجوی در لندن
(مسعود خدابنده، رادیو بی بی سی،  نوامبر 2005)

یاد داشت های روزانه
(ابراهیم خدابنده، زندان اوین، نوامبر 2005)

پوشیدن پوتین های کهنه صدام
(مسعود خدابنده، اکتبر 2005)

خانم عضدانلو، این لش و لوش ها را از کجا پیدا کرده ای؟
(مسعود خدابنده، اکتبر 2005)

انعکاس خبر شکایت نجات یافتگان از شبکه اطلاعاتی رجوی در اروپا
(مسعود خدابنده، رادیو بی بی سی، سی ام سپتامبر 2005)

فعالیت فدائیان رجوی در مراکز اطلاعاتی مجاهدین در اروپا
(مسعود خدابنده، سپتامبر 2005)

تقاضای کمک و رسیدگی ، نامه ای به وزرای کشور در کشورهای اروپایی، امریکا و کانادا
(نامه جمعی، سپتامبر 2005)

گزارش کوتاهی از سمینار ضد تروریسم در آمستردام
(مسعود خدابنده،کمیته برگزاری، سپتامبر 2005)

سخنی با آقای هادی شمس حائری
(مسعود خدابنده، اوت 2005)

تمام ادعاهای مجاهدین از بنیان دروغ است
(ایران پرس سرویس، اوت 2005)

وضعیت ابراهیم خدابنده، جمیل بصام و دیگر زندانیان فرقه رجوی در اوین
(ایران اینترلینک، اوت 2005)

جایگاه زنان در سازمان مجاهدین
(ابراهیم خدابنده، ژوئیه 2005)

مصاحبه آن سینگلتون با ماهان عابدین
(عابدین، ژوئیه 2005)

جدا شدگان، آرمان خواهان پشیمان
(ابراهیم خدابنده، ژوئیه 2005)

اسرار عشق و مستی
(ابراهیم خدابنده، ژوئیه 2005)

حامیان خارجی سازمان مجاهدین
(ابراهیم خدابنده، ژوئیه 2005)

تبلیغات ضد ایرانی غرب و موج سواری مجاهدین
(ابراهیم خدابنده، ژوئن 2005)

سخنرانی مسعود خدابنده در سمینار ضد تروریسم پاریس
(مسعود خدابنده، کانون آوا، ژوئن 2005)

فرافکنی مضحک
(ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، ژوئن 2005)

نامه ای به عالیجناب تونی بلر، نخست وزیر بریتانیا
(مسعود خدابنده، ژوئن 2005)

نامه ابراهیم خدابنده به لرد ایوبری
(ابراهیم خدابنده، ژوئن 2005)

مصاحبه مسعود خدابنده با آلن شوالریاس
(مرکز تحقیقات ضد تروریسم فرانسه، ژوئن 2005)

متن کامل مصاحبه ابراهیم خدابنده در مشهد
(ابراهیم خدابنده، مشهد، سال 2005)

گزارش دیدبان حقوق بشر به شدت ناقص است
(مسعود خدابنده، می 2005)

مصاحبه ابراهیم خدابنده با نشریه نجات یافتگان
(ابراهیم خدابنده، می 2005)

برزخی بین زمین و هوا
(ابراهیم خدابنده، می 2005)

ترجمه سخنرانی آن سینگلتون در کنفرانس ضد تروریسم  پاریس
(آن سینگلتون، پاریس، آوریل 2005)

عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد
(مسعود خدابنده، آوریل 2005)

نمونه ای از دوگانگی مناسبات درونی و بیرونی مجاهدین
(ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، آوریل 2005)

نامه ای به وین گریفیث نماینده سابق بریتانیا
(مسعود خدابنده، آوریل 2005)

خانم رجوی برف ها هم آب شد
(مسعود خدابنده، آوریل 2005)

سخنرانی های کنفرانس ضد تروریسم فرانسه
(نگاه نو، آوریل 2005)

خانم رجوی می توان و باید
(مسعود خدابنده، آوریل 2005)

پرونده جدید سید المحدثین در فرانسه
(مسعود خدابنده، مارس 2005)

صدای ریختن دیوارها
(مسعود خدابنده، فوریه 2005)

تلاشی مجاهدین پس از سقوط صدام
(مسعود خدابنده، تروریسم مانیتور، بنیاد جیمزتاون، ژانویه 2005)

مجاهدین ارتباط با ایرانیان را گناه می دانند
(ابراهیم خدابنده، ایرنا، ژانویه 2005)

کمک های ممکن از طرف ایران در عراق
(مسعود خدابنده، آسیا تایمز،  ژانویه 2005)

سال دو هزار و چهار

واکنش مجاهدین نسبت به ورود صلیب سرخ به قرارگاه اشرف
(ابراهیم خدابنده، دسامبر 2004)

جای مجاهدین در میان درگیری های ایران و امریکا کجاست؟
(مسعود خدابنده، ماهنامه نجات یافتگان، دسامبر 2004)

بیست و پنج سال بر گوری گریه کردیم که مرده ای در آن نبود
(ابراهیم خدابنده، ایرنا، دسامبر 2004)

مصاحبه مسعود خدابنده با انجمن روشنا
(مسعود خدابنده، دسامبر 2004)

آیا غرب می تواند مجاهدین را کنترل کند؟
(آن سینگلتون، دنیا العرب، دسامبر 2004)

در عالم فرضیات
(مسعود خدابنده، دسامبر 2004)

نامه ابراهیم خدابنده به وین گریفیث نماینده سابق مجلس بریتانیا
(ابراهیم خدابنده، زندان اوین، دسامبر 2004)

آب جوی آمد و غلام ببرد
(مسعود خدابنده، ایران اینترلینک،  نوامبر 2004)

بحث ایران، مجلس عوام بریتانیا
(هنسارد، نوامبر 2004)

تشکر
(مسعود خدابنده، نوامبر 2004)

خانم رجوی بجای این عشوه های شتری جواب مردم را بده
(مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، پنجم نوامبر 2004)

معرفی کتاب "زنده سوزانده شده"
(
مسعود خدابنده،پاریس، اکتبر 2004)

مجاهدین هیچ اطلاعی از پایگاه های هسته ای ایران ندارند
(ایران پرس سرویس، اکتبر 2004)

محکومیت سیاست ترور و خشونت مجاهدین در اروپا
(اطلاعیه جمعی از منتقدین سازمان، سپتامبر 2004)

جوابیه ای به وین گریفیث
(آن سینگلتون، سپتامبر 2004)

گلادیاتورهای امریکا در عراق
(مسعود خدابنده، نشریه گزارش نجات یافتگان، سپتامبر2004)

چه کسانی از مجاهدین دفاع می کنند؟
(مسعود خدابنده، نشریه نجات یافتگان، اوت 2004)

مجاهدین، یک عمر فریب
(آن سینگلتون، دنیا العرب، اوت 2004)

رجوی، این بار را کور خوانده ای!!
(مسعود خدابنده، هشتم اوت 2004)

نامه افشاگرانه دختر ابراهیم خدابنده (هما) به ایران اینترلینک
(ایران اینترلینک، ژوئیه 2004)

نامه ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی
(ابراهیم خدابنده، تهران، سال 2004)

وضعیت ابراهیم خدابنده و جمیل بصام
(ایران اینترلینک، ژوئن 2004)

گزارش دیدار نمایندگان اینترلینک از ایران
(آن سینگلتون، ژوئن 2004)

گروگان های رجوی
(مسعود خدابنده، نشریه نجات یافتگان، ژوئن 2004)

نامه ای به وزارت کشور بریتانیا در مورد سواستفاده مجاهدین از وضعیت خدابنده و بصام
(آن سینگلتون، آوریل 2004)

نامه سرگشاده مسعود خدابنده به مسعود رجوی پس از اطلاع از توطئه برای به کشتن دادن ابراهیم خدابنده و جمیل بصام
(مسعود خدابنده، ژوئن 2003)