تقاضای کمک و رسيدگي

نامه ای به سران وزارت خانه های کشور در کشور های اروپايي، امريکا و کانادا
بيست و ششم سپتامبر دوهزار و پنج

 

دو سال پس از سرنگوني صدام حسين، شاهديم که اعضايي از سازمان مجاهدين خلق که "قابل استفاده تر" ارزيابي شده بوده اند بصورت قاچاق به کشورهای اروپايي، کانادا و ايالات متحده امريکا ارسال شده اند.
برخي از اين افراد دوره های "جنگ شهری" و "آموزش های اطلاعاتي و امنيتي" کامل و جامعي را تحت نظارت سرويس های اطلاعاتي رژيم صدام حسين پشت سر گذاشته و بسياری از آنها بيش از بيست سال تجربه در اين زمينه ها را با خود يدک مي کشند. مشخص است که اين افراد هيچ ارزشي نه برای جان خود و نه برای جان افراد ديگر قائل نيستند و آماده دستور برای کشتن و کشته شدن مي باشند. آنها اين قابليت خود را در پايتخت های اروپا در خودسوزی های هماهنگ شده در اعتراض به دستگيری رهبر فرقه مريم رجوی در سال دوهزار و سه به نمايش گذاشتند. در اين خودسوزی ها دو نفر جان خود را از دست داده و تعداد بيشتری بصورت مادام العمر فلج شدند.

آموزش هايي که اين افراد از طريق ماموران سرويس های اطلاعاتي صدام حسين دريافت کرده اند بشرح زير است:

يکم: تعقيب و مراقبت آموزش های عام و همچنين روی سوژه های انتخاب شده بر اساس شرايط آنها. آنها در اين زمينه از روش ها و ابزاری استفاده مي کنند که غالبا قابل خريداری هستند. اين ابزار بر اساس نياز دستکاری شده و تغييرات لازمه در آنها ايجاد مي گردد. از جمله اين وسايل تکنولوژی های ليزری پيشرفته و وسائل استراق مي باشد. آنها آموزش های لازمه برای تعقيب و ثبت تمام تحرکات قرباني خود بمدت طولاني را بصورت مفصل ديده اند.

 

دوم: جعل و توليد مدارک تقلبي شناسايي و ديگر مدارک. اين مدارک برای تحرکات مامورين اطلاعاتي سازمان بصورت مخفي از ديد پليس استفاده مي گردد. آنها همچنين با توليد مدارک شناسايي جعلي به نام قرباني و سوژه مورد نظر،  دست به کارهای غير قانوني تحت نام قرباني زده و بدين طريق باعث شک و هدف قرار دادن سوژه توسط مقامات کشور های ميزبان مي گردند. 

 

سوم:آموزش در زمينه تقليد صدا پس از کسب اطلاعات اوليه فرد. آنها بدين وسيله و با تقليد صدای افراد ديگر سعي در تخليه اطلاعاتي افراد از پشت تلفن مي کنند. آنها همچنين از اين ترفند برای کسب اطلاعات در مورد سوژه و قرباني و محيط اطراف وی خود استفاده مي کنند. اين روش همچنين برای گرفتن اطلاعات از دفاتر دولتي و غير دولتي کشورهای غربي بصورت گسترده بکار گرفته مي شود.

 

چهارم: توليد حادثه (منجر به مرگ يا غيره) برای قربانيان خود

 

پنجم: توليد بانک های اطلاعاتي پيشرفته. اين بانک های اطلاعاتي مهمترين منبع اطلاعاتي آنان در زمان شروع "فاز عملياتي" مي باشد.

 

ششم: تطبيق با محيطي که در آن فعاليت مي کنند. از طريق استفاده از منابع محلي از جمله دوست يابي، توليد ارتباطات با افراد پليس، ارتباط گيری با مقامات کشوری و ارتباط گيری با گروه های بزهکار برای استفاده در "فاز عملياتي".

 

هفتم: تخصص در تغيير هويت و شروع جديد تحت نام ها و هويت های کاملا جديد و شستن کامل گذشته و تاريخچه فردی پس از انجام "عمليات".

 

هشتم: قاچاق انسان، اسلحه و ديگر وسائل بصورت مستقيم و يا با استفاده از باندهای قاچاق محلي و يا بين المللي.

 

نهم: استفاده از روش های روانشناسانه جهت توليد فشار های رواني روی قرباني تا بتوانند بلانس روحي وی را بر هم بزنند (برای وادار کردن آنها به واکنش و يا حتي واکنش های غير قانوني بخاطر ترس) و يا بخاطر فرستادن پيام مشخص تهديد به فرد تا متوجه گردد کار مشخصي را نبايد بکند و يا اين که کار مشخصي را بايد انجام دهد تا خلاص شود.

 

دهم: آموزش های بمب گذاری، عمليات انتحاری، خودسوزی، همچنين عمليات ترور با استفاده از روش های روانشناسانه و استفاده از مواد مخدر، سم و دارو و غيره.

 

يازدهم: آموزش های روش های پولشويي، معاملات غير قانوني، ارسال و دريافت غير قانوني پول بين کشورهای مختلف.سوء استفاده از سيستم های قانوني، مراکز مالي، بانک ها و ديگر روش ها برای مقاصد فوق.

 

دوازدهم: نفوذ در سيستم ها و احزاب سياسي، سازمان های حقوق بشری و غيره. عضو گيری و  بکار گيری مزدور و مامور در ادارات دولتي و غير دولتي کشورهای ميزبان.

 

سيزدهم: آموزش های بازجويي و ضد بازجويي در شرايط متفاوت.

بايد به خاطر داشت که برخي از اين افرادي که به کشورهای اروپايي ارسال شده اند در زمينه های تخصصي خودشان سالهای سال تجربه و آموزش را يدک مي کشند.

 

سازمان مجاهدين که با واقعيت انحلال تشکيلات نظامي خود (ارتش خصوصي صدام) در عراق روبرو شده، تمامي امکانات و سازماندهي خود را به "بخش اطلاعات" سازمان ريخته و مرکز آن را از عراق به اروپا منتقل کرده است. مرکز "بخش اطلاعات" سازمان مجاهدين خلق در حال حاضر در شهر کلن آلمان قرار دارد. اين مرکز طي دو سال گذشته موفق گرديده تا شبکه مخفي مرتبطي با مراکز فرعي در کشورهای اروپايي، امريکا و کانادا را سازماندهي نمايد. ارتباطات مخفي في مابين اين مراکز فرعي، مرکز کلن، و مرکز علني سازمان مجاهدين خلق در دهکده اورسوراواز (در نزديکي پاريس) فقط از طريق تردد افراد برقرار مي گردد (آنها از هيچ گونه ارتباط تلفني يا ايميلي استفاده نکرده و حتي با نزديک شدن به خانه های مخفي خود تلفن های دستي را خاموش کرده و باطري آنها را خارج مي کنند). طي دو سال گذشته قسمت "عمليات" بخش "اطلاعات" سازمان مجاهدين توانسته است تا به حد اکثر ظرفيت و توان متصور خود رسيده و اکنون در تمامي کشور های اروپاي فعاليت مستمر و گسترده ای را در راستای دستورات دريافتي خود ادامه مي دهد.

برخي از دستوراتي که از طريقه "مرکز اطلاعات" سازمان در شهر کلن به شعبات اجرايي اين بخش در کشورهای اروپاي، امريکا و کانادا ابلاغ مي گردند بشرح است:

يکم:
برنامه ريزی و اجرای عمليات بر عليه اعضای جدا شده از سازمان تا باعث توقف افشاگری های آنها در زمينه فعاليت های گذشته و حال سازمان مجاهدين گردند. استفاده با دست باز از همه امکانات احتمالي برای ماموريت های مربوطه به اين "مرکز" ابلاغ شده است. اين عمليات شامل مواردی از جمله موارد زير مي گردند:
ترور شخصيتي (ارسال و پخش برگه و اطلاعيه های دروغين به همسايگان فرد، محل کار فرد يا خانواده وی، و حتي مدرسه بچه های قرباني و غيره، توليد مزاحمت با تلفن و ايميل و نامه، تهديد افراد خانواده، اجرای کارهای غيرقانوني تحت نام فرد قرباني، دادن اطلاعات ساختگي و جعلي به مقامات شهری و کشوری، جلب کردن توجه سرويس های امنيتي کشور ميزبان با توسل جعليات و روش های غير قانوني و غيره).
سعي در بستن دست افراد در کيس های ساختگي و دروغين در دادگاه ها (شکايت های مستمر و بي ربط، توليد حادثه و ربط دادن فرد به کيس هايي که خودشان باني و باعث آنها بوده اند و غيره)
و نهايتا در موارد خاص توليد حادثه برای خود فرد قرباني و حذف فيزيکي فرد قرباني.

ما در طي ماه های گذشته شاهد گسترش فعاليت های سازمان مجاهدين در موارد زير بوده ايم:

- "حمله به قصد آدم ربايي" (يک مورد آن هم اکنون در دادگاه های کشور آلمان تحت تعقيب و بررسي است).

- "ضرب و شتم و توليد صدمات جسمي" (در هلند)

- موارد بسياری از ارسال اطلاعيه های جعلي در شب به قصد ترور شخصيتي قربانيان فرقه(چهار مورد در کشورهای آلمان و سوئد)

- توليد ترس و تهديد از طريق تلفن و نامه و همچنين مراجعات شخصي به محل های کار، محل زندگي و محيط اطراف خانواده های قرباني سازمان که حتي مدرسه بچه های خانواده ها را نيز شامل مي گردد.

ما همچنين شاهد هستيم که در مواردی با استفاده از نام های مجعول و هويت های تقلبي با سوژه های خود تماس گرفته مکالمات را ضبط کرده پس از کم و زياد کردن نوارهای توليدی آنها را جهت شروع تحقيقات و ايچاد دردسر برای افراد جدا شده به پليس ارسال مي کنند.

 

دوم:
کار اطلاعاتي روی مجامع ايراني در خارج از ايران و توليد و تکميل بانک های اطلاعاتي بر عليه افراد و سازمان ها. جمع آوری اطلاعات و کار اطلاعاتي تخصصي روی گروه ها و شخصيت های سياسي آپوزيسيون ايراني بخصوص کساني که با ديد انتقادی به اين سازمان نگاه مي کنند. اين اطلاعات برای تهديد و گروگان گيری از افرادی که فعاليت های اين سازمان را افشا کنند مورد استفاده قرار مي گيرد. اين پرونده ها بر اساس موقعيت قربانيان مختلف توليد مي گردد (يکي از روش های اصلي گروه اضافه کردن مطالب دروغ ولي حساس  در ميان حجم بالايي از اطلاعات درست ولي بي ربط در مورد فرد قرباني مي باشد که از طرق مختلف و با کار روی محيط فرد بدست آورده اند). اين اطلاعات دستکاری شده و دروغين در وحله اول برای تزريق به سيستم های امنيتي و اطلاعاتي کشورهای اروپايي، امريکا و کانادا استفاده مي گردد. آنها سپس برخي از حاميان خود در پارلمان های کشورهای غربي را متقاعد مي کنند تا نامه هايي را در پشتيباني از ادعاهای دروغين که قبلا به سيستم ها امنيتي تزريق شده، به مقامات کشور ميزبان ارسال نمايند.

 

سوم:
جمع آوری اطلاعات و همچنين ساختن داستان هايي در مورد ايران، عراق و ديگر کشورها برای "بخش ديپلماسي" سازمان تا اين بخش بتواند آنها را در مقالات، ملاقات ها و کنفرانس های مطبوعاتي خود مصرف کند. بنيان و پايه اين کار بر اساس گرفتن اطلاعات از طريق تلفن زدن به مراجع رسمي و کارمندان دولت مي باشد. ماموران اطلاعاتي سازمان سعي مي کنند خود را به جای فرد ديگری معرفي کرده و سپس کارمند مذکور را به مسيری که مي خواهند هدايت کنند. بخش ديگر آن از روی روزنامه های داخل ايران مونتاژ مي گردد.

 

چهارم:
جمع آوری اطلاعات در مورد سوژه های خارجي از جمله سفارتخانه ها، وزارتخانه های خارجه، وزارتخانه های کشور و ادارات پناهندگي و مهاجرت کشورهای اروپايي، امريکا و کانادا، منشي های خصوصي برخي از اعضای پارلمان ها و افراد و سفارتخانه های برخي کشورهای خاورميانه ای در اروپا و امريکا و کانادا. اين عمليات نيز همچون محور فوق اساسا از طريق تلفن و نامه و ايميل های جعلي انجام مي گيرد  در موارد خاص روش هايي همچون گرفتن عکس و ضبط صدا و دزديدن مدارک نيز مورد استفاده قرار مي گيرند.

 

پنجم:
برقراری روابط محرمانه و مخفي با گروه های بنيادگرا در کشورهای مختلف. نگه داشتن روابط و اطلاعات در مورد اين گروه ها برای زماني که ممکن است مورد استفاده قرار گيرند.

 

آنچه نگراني ما را بيشتر مي کند اولويتي است که برای مرکز اطلاعات سازمان مجاهدين برای "حذف فعاليت های اعضای جدا شده" به هر طريق تعيين گرديده است. وقتي پليس فرانسه در سال دوهزار و سه رهبر فرقه مريم رجوی را در مخفي گاهش در کناره شهر پاريس پيدا و دستگير کرد، پليس حفاظتي فرانسه اعلام نمود که مدارکي را ضبط نموده که در آن نقشه هايي برای حذف فيزيکي افراد جدا شده بوضوح ديده مي شوند. اين ديگر مطلب مخفي ای نيست که بر طبق آموزش های فرقه، هر کس که فرقه را ترک کند بعنوان "خيانتکار" شناخته شده و مجازاتش "مرگ" است. اين احکام مرگ تا کنون فقط در عراق و تحت حمايت صدام حسين انجام مي گرفته و نه در جوامع غربی ولي اين فرقه هيچ وقت پس از سقوط صدام حسين حاضر به رد اين تعليمات و دستورات خود نشده است.

مرکز "بخش اطلاعات" سازمان مجاهدين،  پس از دو سال کار در محيط کشورهای غربي و بدون مزاحمت توانسته است به مرحله تکاملي خود برسد.  اکنون "فدائيان" آموزش ديده وارداتي از عراق مشغول انجام عمليات مختلف با پشيباني يک شبکه پشتيباني مخفي اطلاعاتي در تمامي کشورهای اروپايي، امريکا و کانادا هستند.

ما به شدت نگران امنيت افراد جدا شده از اين فرقه هستيم. بسياری از اين افراد سالهای متمادی را در زندان های عراق بسر برده اند و جزو معدود کساني هستند که توانسته اند زنده مانده و پس از سقوط صدام خود را به کشورهای آزاد برسانند. اکنون زندگی و محصول کار اين افراد و خانواده هايشان بشدت مورد تهديد قرار گرفته است.

مرکز اطلاعات سازمان مجاهدين خلق دستور مستقيم و روشني دريافت کرده است تا بر ميزان عمليات فيزيکي و رواني خود بر عليه قربانيانش بيافزايد. اين دستور نه تنها همه راه کار های اشاره شده در بالا را مجاز کرده است که مشخصا استفاده از روش های مستقيم و يا از طريق اجاره مزدور و شخص ثالث محلي "توليد حادثه" را نيز بعنوان راه حل نهايي مطرح نموده.

مرکز عملياتي اين شبکه که بصورت بين المللي بعنوان تروريست شناخته مي شود اکنون بصورت آزاد در شهر کلن مشغول همآهنگي مراکز فرعي در کشورهای بريتانيا، آلمان، فرانسه، هلن، سوئد، نروژ، کانادا (حد اقل دو مرکز فرعي) و ايالات متحده امريکا (حد اقل دو مرکز فرعي) مي باشد. اين مراکز مدتي است که عمليات خود را شروع کرده اند که از جمله فعاليت هاي اوليه آنها توليد و ثبت انواع مجامع و انجمن ها و مراکز ساختگي است. حد اقل ده مورد از اين گونه انجمن ها در همين مدت کم در لندن، چهار مورد در آلمان، سه مورد در سوئد، پانزده مورد در امريکا و بسياری موارد در کشور های ديگر ساخته شده که فقط اسامي ای برای مخفي کردن فعاليت "بخش اطلاعات" سازمان هستند.

مرکز اطلاعات سازمان تروريستي مجاهدين در شهر کلن همچنين بشدت مشغول توليد سايت های اينترنتي بدون هويت حقوقي است. اين سايت ها اکثرا از سرور هايي در امريکا استفاده کرده آدرس ثبتشان در فرانسه و آلمان است و عموما از خانه های مخفي شان در لندن اداره مي شوند. اين شبکه اطلاعاتي مخفي به جايي رسيده است که در حال حاضر حد اقل پنج شرکت "مشاوره ای" در امريکا و بسياری ديگر در کشور های اروپايي ثبت کرده است که تحت اسامي مختلف بعنوان پوشش "بخش اطلاعات سازمان" عمل مي کنند. آماری از تعداد شرکت هايي که برای شستشوی مالي و فعاليت های اقتصادی غيرقانوني به ثبت رسيده است در دسترس نيست.

ما بشدت نگران پيشرفت و تهديدی هستيم که از طرف يک شبکه تروريستي وارداتي از عراق نه تنها اعضای سابق و منتقدين فرقه را تهديد مي کند که تهديدی روز افزون بر عليه روش زندگي در جهان آزاد و خطري جدي برای شهروندان اين کشورها است.

 

ما از مقامات کشورهای امريکا، بريتانيا، کانادا و تمامي کشورهای اروپايي تقاضا مي کنيم تا در اين نقطه اين تهديد را جدی گرفته و در جهت انحلال جدی اين شبکه تثبيت شده از تروريست های شناخته شده و بزهکاران در اين کشور ها عمل نمايند. ما معتقديم که تنها از طريق دخالت مستقيم مراکز اجرايي و انتظامي اين کشور ها است که خودسوزی هايي که در دو سال پيش در پايتخت های کشورهای غربي شاهد آن بوديم به بمب گذاری های انتحاری و ترورهای مستقيم تبديل نخواهند شد. اين مسئله بارها و بارها در عراق و ايران اتفاق افتاده است و شما نمونه کوچکي از آن را در مقابل چشمانتان در سال دوهزار وسه شاهد بوده ايد. ما به جد معتقديم که اين بار فاجعه در ابعاد وسيع تری در شرف تکوين است.

 

شما مي توانيد در صورتي که لازم تشخيص بدهيد، برای کسب اطلاعات بيشتر با ما تماس حاصل نماييد و ما مي توانيم شما را با ايرانيان و افراد جداشده ای که در کشور شما مورد تهديد قرار گرفته اند آشنا کنيم.

ما مجددا بر وسعت و زمانبندی اين عمليات که برخي از آنها هم اکنون شروع شده تاکيد مي کنيم و از شما تقاضا داريم که اين تهديد را بخاطر حفاظت از شهروندان کشور خودتان جدي بگيريد.

ما همچنين از تمامي کساني که ممکن است اطلاعاتي در مورد اين شبکه داشته باشند دعوت مي کنيم تا از طريق ارتباط با ما و يا ارتباط مستقيم با مقامات کشور محل سکونتشان اين اطلاعات را در اختيار مقامات ذيربط قرار دهند.

 رونوشت به:
تمامي روسای کشورهای اروپايي، امريکا و کانادا
وزرای خارجه کشورهای مربوطه
دفتر آقای کوفي عنان
دفتر آقای خاوير سلانا
دفتر مرکزی عفو بين الملل
دفتر مرکزی سازمان ديدبان حقوق بشر
دفتر کميته بين المللي صليب سرخ
مطبوعات ذيربط
محققين و مشاورين سياسي ذيربط

 

امضاها، همراه با تلفن، آدرس و مشخصات هر فرد جهت ارتباط:

عباس صادقي

علي اکبر راستگو

علي بشيری

علي قشقاوی

عليرضا ميرعسگری

عليرضا مير اسماعيلي

امير عاطفه

امير کرد رستمي

آن خدابنده

اردشير پرهيزگاری

آزيتا صياد

آيلار سراجي

بتول ملکي

بتول احمدي

داريوش مير اسماعيلي

الهام کاکاوند

فريده براتي

فتح الله فيروز

فرهاد جواهری يار

فريده صدری

فرزاد فرزين فر

فاطمه غيابي

قاسم قزی

قدرت اميری

حبيب خرمي

هادی شمس حائری

حنيف بقال نژاد

حسن عزيزی

حسن حقي

حسن خلج

حسن محمدی

حسن صدقيان

همايون الهي

حسين بقال نژاد

حسين مشعوفي

ايرج حق وردی

جعفر بقال نژاد

جعفر گنجشگي

جمشيد طهماسبي

جواد فيروزمند

کاظم ملاحسيني

کريم حقي

کتايون مير اسماعيلي

خدابخش رودگر

محبوبه براتي

مجيد فرهاني

معصومه بهنام

مسعود جاباني

مسعود خدابنده

مهدی بقال نژاد

مهدی خوشحال

ميلاد آريايي

مينا وطن دوست

ميترا يوسفي

محمد نبي سليمان نژاد

محمد حسين سبحاني

مصطفي محمديان

مصطفي مصطفوی

ناصر حقي

ناصر رضواني

نسرين بهبودی

اميد احمدی

پروين حاجي

مريم جوکار

رسول احمدي نژاد

رضا حقي

ربابه شاهرخي

روناک مصطفوی

رويا رودساز

سعيد خداشناس

صمد عليزاده

سارا بقال نژاد

سهيلا بهبودی

شفيقه حقي

شوکت حق وردی

تانلک تومايسي

ياسر عزتي

زهرا لطفي